Sunday, November 8, 2009

مهدی کرّوبی در توضيح اتفاقات 13 آبان: حکومت سردرگم است، نميداند چکار ميکند



video


يکی از حوادث بسيار مهمی که در کشور رخ داد بعد از انقلاب تسخير سفارت آمريکا بود، چه برای آنهايی مخالف بودند چه آنهايی که موافق بودند. و هر ساله هم حرکتی به اين مناسبت انجام ميشد. امسال با توجه به اوضاع و احوالی که در کشورهست، باز گروههای سياسی اعلام کردند، من هم اعلام کردم که می آيم به 7 تير و از 7 تير ميرويم به سمت سفارت، و بخصوص به جمعيت گفته بودم هرکجا شعار انحرافی داده بشود من آنجا توقف ميکنم که شعارهای انحرافی داده نشود و مردمی که ميخواهند شعار انحرافی بدهند از من جدا بشوند. ما تا نزديک 7 تير که آمديم، آنجا جلوی ما را گرفتند، نيروی پليس هم بود، بسيار هم خشن با مردم رفتار ميکرد. من يک مقدار توقف کردم، گفتم شايد تجديد نظر کنند، بنده به عنوان يک عضو کوچک به من بگويند شما بيا بگذر برو، ولی ديدم نه شدّت عمل بيشتر شد و حتی پاسداران و محافظينی که با من بودند را کتک زدند و 2 تای از آنها را مجروح کردند و گاز اشکاور هم زدند آنه هم خيلی شديد و تند و اين موجب شد که جمعيت متفرق شد و حالت خفگی شديدی هم برای ما پيش آمد و ما هم سوار شديم برگشتيم، که از مسير برگشتم چه بايد بگم، عرض نميکنم. و بخصوص خشونت نسبت به خانمها ميشد که اين خيلی برای ما زشت و بد است. آنچه سوال است برای من اينست که اين کار برای چه شد؟ اين جمعيت می آمدند و دور سفارت جمع ميشدند، و حداکثر عده ای مرگ بر آمريکا ميگفتند، عده ای مرگ بر آمريکا نميگفتند، يک مسئله معمولی ديگری ميگفتند، جمهوری اسلامی ميگفتند، امّا تلاش ميکرديم که شعار انحرافی ندهند. و آنچه که سوال مهمتر برای من است، سياست دوگانه جمهوری اسلاميست و دم خروس و قسم حضرت عباس است. جمهوری اسلامی تا چندی پيش مدام تلاش ميکرد که تغيير سياست بدهد، تبريک ميگفت، مکاتبه ميکرد، حتی آنها جواب نميدادند، ادامه مذاکره ميکرد، و عجيب اينست که من نميتوانم آن متن را بخوانم امّا دعوت ميکنم شنوندگان و بينندگان عزيز به بحث هايی که آقای مير تاج الدينی نماينده محترم تبريز از ناگفته های سفر پخش کرده که در يک شماره در ايران ميگويد که: "يک جلسه اي بوده که حدود 50 نفر از شخصيتهای مهم آمريکايی، از سياستمدار، دانشگاهی، روزنامه نگار، نظريه پرداز...همه حضور داشتند، و دو ساعت با حضور رئيس جمهور خودمان جلسه و بحث خوبی داشتيم." من به عنوان يک عنصر سياسی عرض ميکنم، اگر يک دهم چنين جلسه ای در زمان کل دولتهای گذشته در اين 20 سال انجام ميشد قطعاً کفن پوشان بخصوص در قم و تهران و تبريز معرکه راه می انداختند، و حالا چگونه است حالا اينچونين مذاکراتی ميشود هيچ اشکالی ندارد و روزنامه های زنجيره ای هم مانند کيهان هيچ بحث نميکنند، حالا هم يک مرتبه چه شده اين هياهو و تبليغات گسترده عليه آمريکا و اين شعارها داده ميشود. من نه ميگويم شعار داده نشود نه ميگويم شعار داده بشود . من ميگويم منافع ملّت ايران يک چيزی نيست که دستخوش ما حکومتی ها باشد که هر روز بر يک تحليلی که اسرارش را هم مردم خبر ندارند و چيزی هم گفته نميشود، و در يک جلسه بنشينند، 50 تا شخصيت مهم آمريکايی باشند، راجع به روابط دو طرف ، افغانستان، مذاکرات هسته ای، مسايل نفت بحث بشود، و يک روز ديگر همه چيز را بهم بزنند. من احساس ميکنم با اين سياستها برای وضع مردم ما مشکل ايجاد خواهند کرد و معلوم ميشود که حکومت سردرگم است و نميداند چکار ميکند. من اين را وظيفه خودم ميدانم که اعلام کنم و بگويم، ولو اينکه عوارضی و سختی هم برای من داشته باشد، هيچ اشکالی برای من ندارد. اين دوگانگی اعتماد مردم را از بين ميبرد و آنوقت فردا به گفتار ما مردم اعتماد نميکنند، و حقشان هم هست نکنند