Friday, October 8, 2010

اعدام دردی را دوا نميکند






ميگويند مجازات "گناه" بعضيها اعدام است. ميگويند بايد پاسخ بعضی اشتباهات و تخلفات را با گرفتن جان متهم داد. ميگويند اعدام ميکنيم که تنبيه کرده باشيم. ميگويند اعدام ميکنيم که برای جامعه و ديگر متخلفان درس عبرت شود. ميگويند برای بعضی آخرين راه است.من فقط در مورد کشور خودمان که در آن اعدامهای سياسی و مذهبی متداول است صحبت ميکنم و روی سخنم با حکومت ايران است: فرض را بر اين بگذاريم که منطقتان برای اعدام جانی و آدمکش و قاچاقچی درست باشد. از صدور حکم اعدام برای فعال حقوق بشر چه نتيجه گرفتيد؟ آيا اعدام کردن دختر تن فروش جوانی که از روی فقر و بدبختی "گناه" کرده بود باعث از ميان رفتن فقر و فلاکت و بدبختی های جامعه شد؟ آيا اعدام جوانان کشورمان به دلايل سياسی برای ما عبرت شد و صدای آزاديخواهيمان را خفه کرد؟ آيا به دار آويختن به جرم همجنسگرا بودن دوای درد و مشکلاتمان شد؟ شما ميکشيد که نشان دهيد کشتن بد است؟ شما اعدام ميکنيد که بگوييد قتل عمد کاريست اشتباه؟ شما جان ميستانيد که اثبات کنيد جان چيزيست ارزشمند که بايد قدرش را دانست؟ شما مردم را حلق-آويز ميکنيد که باعث تغيير انديشه های سياسيشان شويد؟ شما اعدام ميکنيد که تمايلات جنسی جوانان را "اصلاح" کنيد؟
اين راه حل نيست، پارادوکسيست خود ساخته که با آن روی مشکلات سرپوش بگذاريد و صورت مسئله را با آن پاک کنيد.
اعدام راه حل درمان يک جامعه مريض و تحت فشار نيست، فقط افزودن به دردهای زير پوست آنست





"...ادامه مطلب"

Monday, July 26, 2010

مهدی کروبی: کشور به طور انحصاری در اختیار سپاه و بسیج است



مهدی کروبی از رهبران معترضان انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه ای مکتوب با سایت خبری بی بی سی انگلیسی، به پرسش هایی در مورد فعالیت های سپاه پاسداران و تأثیر تحریم های بین المللی بر بخش خصوصی و بر زندگی مردم پاسخ داده است

آقای کروبی در این گفتگو از افزایش و گسترش فعالیت های سپاه پاسداران انتقاد کرده و ورود آنها به عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را مغایر قانون اساسی دانسته است. متن گفتگو را می خوانید





آیا فعالیت های اقتصادی فزاینده سپاه پاسداران بر اقتصاد و به طور کلی بر جامعه ایران اثر می گذارد؟

سپاه پاسداران بعد از جنگ تحمیلی دارای امکانات وسیع در بخش مهندسی رزمی و نیز نیروی توانمند انسانی بود که مشارکت این نیرو در قسمت های مختلف می توانست نقش موثری در توسعه و آبادانی کشور ایفا کند. بطور مثال راه سازی و یا مشارکت در پروژه های عمرانی دیگر. سپاه با این منظور وارد کارهای عمرانی در زمان بازسازی کشور در کنار بخش خصوصی گردید

اگر ورود سپاه در فعالیت های اقتصادی با رعایت قوانین و مقررات و شفافیت و بدون استفاده از اهرم زور و قدرت باشد این مشارکت نه تنها بد نیست بلکه می تواند به شکوفایی و رقابت در جهت توسعه و پیشرفت کشور منتهی گردد. اما آنچه طی ۵ سال اخیر اتفاق افتاده و موجب نگرانی شده است خروج اجباری بخش خصوصی و انحصاری کردن اقتصاد دردست سپاه است

در سند چشم انداز کشور در افق ۱۴۰۴ بر توانمند سازی بخش خصوصی و تعاونی تاکید جدی شده و اصولا محرک اصلی رشد اقتصاد مشارکت بخش خصوصی دانسته شده است. در دولت فعلی به طور عجیبی به اسم خصوصی سازی، روند اختصاصی سازی اقتصاد در دست نطامیان و افراد معدودی را شاهد هستیم که این اتفاق مغایر قانون اساسی است

اصل چهل و سوم قانون اساسی تمرکز ثروت در دست افراد و یا گروه های خاص را نفی می کند و حتی نمی پذیرد که دولت به صورت یک کارفرمای بزرگ و مطلق درآید. قطعا آثار این انحصار غیر قانونی در اقتصاد کشور موجب افزایش ضریب فساد، افزایش نرخ بیکاری و نیز تضعیف جایگاه واقعی سپاه در کشور خواهد شد

ورود سپاه در صنایع گوناگون مشخصا چه تأثیری بر بخش خصوصی به جا می گذارد؟

واگذاری پروژه ها عمرانی بدون برگزاری مناقصه به سپاه، فروش سهام برخی از شرکت های دولتی مانند مخابرات و فروش اموال بدون مزایده و رعایت تشریفات قانونی علاوه بر فراهم کردن بستر فساد، موجب خروج و تضعیف بخش خصوصی و به تبع آن خروج سرمایه های بخش خصوصی از کشور شده است

در ساختار اقتصاد کشور سخن از تحقق رقابت پذیری در اقتصاد در سطح بازار های داخلی و بین المللی است اما روند انحصاری ساختن آن طی یکسال گذشته موجب ورشکستگی بسیاری از شرکت های بزرگ بخش خصوصی شده است. بسیاری از پروژه ها به دلیل عدم توانایی این نیرو در انجام کار بدون نظارت معطل مانده و تعداد بسیار زیادی از افراد کار خود را از دست دادند

قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۴۴، نظام اقتصادی کشور را بر پایه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی دانسته است. شکوفایی و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور منوط به رعایت و احترام به قانون اساسی و سایر قوانین کشور است. نظامی کردن سیاست، دستگاه قضایی، اقتصاد و فرهنگ کشور به معنای نادیده گرفتن حقوق مردم در تمامی ابعاد است که نتیجه ان را در حال حاضر شاهد هستیم

نظر شما در مورد ورود سپاه به ساخت و ساز و صنایع نفت و گاز مثل امضای قرار داد توسعه میدان گازی پارس جنوبی چیست؟ آیا این روند را مثبت می دانید یا منفی و چرا؟

این موضوع را از چند جنبه می توان مورد توجه قرار داد که من تنها به دو مورد آن می پردازم . اول آنکه تجربه نشان داده است که بخش های نظامی اموری را بر عهده می گیرند که در عمل توان انجام آن را ندارند و پروژه ها را نیمه کاره و با صرف چند برابر هزینه پیش بینی شده اولیه رها می کنند و یا با گرفتن حق دلالی به دیگران واگذار می کنند

به نظر می رسد انجام پروژه های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که اهمیت بسیاری در آینده اقتصادی کشور دارد در توان سپاه نیست. در دوران اصلاحات با همت مجلس و دولت پارس جنوبی با مشارکت شرکت های بزرگ داخلی و بین المللی پیشرفت قابل قبولی پیدا کرده بود که با اتخاذ روش های غلط و ایجاد تنش در روابط بین المللی هم اکنون وضعیت بسیار نگران کننده ای دارد

دوم آنکه شرکت های سپاه در لیست تحریم های سازمان ملل متحد قرار گرفته اند و واگذاری آن به سپاه در این شرائط به معنای نادیده گرفتن آن سرمایه عظیم کشور و در عمل به معنای انجام ندادن کار و عدم استفاده از ظرفیت موجود در توسعه پارس جنوبی است. از اینرو من همواره با تحریم ها که مستقیما آسیب به مردم کشور وارد می شود مخالفم

به نظر می رسد که دولت ایران به طور روزافزونی به سمت سپردن قراردادهای بزرگ به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران حرکت می کند، فکر می کنید چرا چنین می کند؟

در این ارتباط لازم می دانم کمی به عقب برگردم و ریشه این بحران و انحراف را یاد آور شوم. بعد از حضور غیر طبیعی نهادهای نظامی و امنیتی در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ من اولین فردی بودم که نسبت به مخاطرات آن هشدار دادم و مخالفت خود را اعلام کردم. متاسفانه در دولت اصلاحات دوستان ما این امر را جدی نگرفتند و در قبال حضور و دخالت آنان برخود لازم را نکردند

بعد از انتخابات مرحله اول دوره نهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ که سپاه و بسیج در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد دخالت و تقلب آشکار کردند، هشدار دادم. ورود نظامیان به این عرصه را مغایر قانون اساسی، اهداف انقلاب و وصیت نامه امام مبنی بر عدم مداخله نظامیان در سیاست دانستم و به تبعات منفی آن دخالت توجه داشتم. عدم توجه دوستان و مسائلی که حال مجال پرداختن به آن نیست موجب بوجود آمدن بستر مناسب برای آنان شد. اگر هشدار ها من در آن روز جدی گرفته می شد امروز شاهد این حضور انحصاری و کم نظیر نبودیم

نتیجه انتخابات اخیر را سپاه و بسیج در کنار افرادی دیگر مهندسی و اجرا کردند و لذا تملک و انحصاری کردن همه امور کشور از جمله سیاست، اقتصاد، فرهنگ ، ورزش، هنر و ... را غنیمت و دستآورد انتخابات دهم ریاست جمهوری می دانند. دولت آقای احمدی نژاد مرهون دخالت و تقلب آشکار نظامیان در هر دو دوره است و طبیعی است دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد

روندی که سازمان ها و شرکت های وابسته به سپاه پیشنهادهای خود را برای در اختیار گرفتن قراردادهای بزرگ دولتی ارائه می دهند تا چه اندازه شفاف است؟

در حال حاضر قانونی در این زمینه رعایت نمی گردد که شفافیت در عمل را شاهد باشیم. من معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستم و معتقدم دانستن در همه امور به استثنای موارد خاص که قانونگذار بواسطه امنیت ملی ویا حفظ حریم خصوصی افراد محرمانگی را لازم میداند، حق مردم است. در این حالت می توان از شفافیت سخن گفت و زمینه فساد و انحصاری بودن را مرتفع کرد

برای حل ریشه ای موضوع در مجلس ششم با هماهنگی با دوستان در دولت مقرر شد لایحه قانون آزاد سازی اطلاعات تقدیم مجلس شود که متاسفانه آن لایحه به موقع به مجلس اصلاحات نرسید و سال ها در دولت بعدی متوقف گردید. در حال حاضر قرار دادهای بزرگ اعم از داخلی و بین المللی پشت درهای بسته منعقد و محرمانه تلقی می گردد و امکان اطلاع نسبت به مفاد و شرائط آن نیست. اموری که سپاه و بسیج بر عهده می گیرند اصلا شفاف نیست و حتی تشریفات مربوطه رعایت نمی گردد

مطبوعات منتقد و مستقل توقیف و یا لغو امتیاز شده اند تا صدای نقد و تجزیه و تحلیل نباشد. ایران کشوری باستانی و دارای فرهنگ غنی و سرمایه های عظیم طبیعی و نیروی توانمند انسانی است که می تواند حتی با بکارگیری بخش از آن جایگاهی در شان ایران و ایرانی داشته باشد. همواره گفته ام که توسعه اقتصادی و سیاسی باید همزمان و در پرتو کرامت انسانی تحقق یابد . متاسفانه این روزها بر خلاف دستور صریح اسلام کمترین توجه به کرامت و شان انسانی می شود

نظر عمومی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به گرایش سپاه به گسترش نفوذ خود در اقتصاد چیست؟

انتخابات مجلس هشتم در شرائط خاصی برگزار شد بطوریکه حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان بطور اساسی نادیده گرفته شد. در مرحله اول تعداد بسیاری از داوطلبان که در میان آنان نمایندگان چند دوره مجلس از جمله مجلس هفتم حضور داشتند رد صلاحیت شدند و در مرحله بعدی در شمارش آرا بطور عجیبی دخل و تصرف صورت گرفت تا تعداد قابل توجهی از نمایندگان مورد نظر جریان حاکم بطور دوپینگی وارد مجلس شوند. این افراد وظائف دیکته شده را دنبال می کنند نه وظائف نمایندگی شان و نظر مردم را. البته تعدادی از نمایندگان واقعی مردم در مجلس از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب حضور دارند که از این قبیل کارها ناراضی هستند و مکررا نسبت به آن اعتراض کردند اما صدای شان به جایی نمی رسد

آیا ایرانیان می توانند بدون ترس با فعالیت های سپاه مخالفت کنند؟

اگرچه صحبت و نقد در این ارتباط مورد رضایت برخی نیست اما در این باب سخن بسیار است و افراد از گرایش های خاص به آن پرداخته اند و البته هستند کسانی که نسبت به پرداخت هزینه های احتمالی اظهار نظر در این باب نگرانند و پیشاپیش خود سانسوری کرده و می کنند

تازه ترین تحریم های سازمان ملل علیه ایران که اوایل ماه ژوئن تصویب شد، سپاه پاسداران را هدف قرار داده است. این تحریم ها چه تأثیری خواهد داشت؟

انحصاری شدن بخش مهمی از اقتصاد و صنعت کشور و نیز احاطه بر بخش قابل توجهی از تجارت توسط سپاه و بسیج امری غیر قانونی، غلط و مغایر شان و وظائف کاری آن ها است. تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد بویژه قطعنامه ۱۹۲۹ که مطابق فصل هفتم منشور تدوین شده است و لیست جامعی از شرکت ها و سازمان های مربوط به سپاه را ضمیمه کرده، موجب اخلال در انجام کارهای اساسی و قرارداد های منعقده است.البته برای دورزدن تحریم ها نقش دلالان با قیمت های چند برابر پررنگ تر شده و زیان اصلی مجددا بر مردم بار می گردد

انحصاری کردن این بخش از کارها علاوه بر فساد بسیار آن و تضعیف و یا نابود کردن بخش خصوصی، مغایر منافع ملی است و هرگونه تلاش در جهت ادامه آن را غلط و موجب ورود آسیب های بسیار به اقتصاد و امنیت کشور میدانم. همچنین تاکید می کنم که با تحریم های شورای امنیت و یا تحریم های یکجانبه از سوی دولت های مختلف که پرداخت هزینه اصلی آن بر مردم بار می گردد مخالفم زیرا در کشوری که غالب امور به طور انحصاری در اختیار سپاه و بسیج است پرواضح است تحریم ها ضربه اساسی به اقتصاد آن بطور عام و مردم به طور خاص وارد می کند

---------------------------------------------

برداشته شده از سايت بی بی سی فارسی

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100726_l10_karubi_interview_sanctions.shtml


"...ادامه مطلب"

میرحسین موسوی: مجبورم برخی از ناگفته های جنگ را بگویم, ناچار شوم دلایل استعفای سال ۶۷ را می‌گویم


میرحسین موسوی، در تازه ترین سخنان خود ضمن بیان ناگفته هایی از هشت سال دفاع مقدس وعده داد در صورتی که لازم شود و برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهمم عمده داشتند در آینده نیز این مسائل را با بسط و شرح بیشتری خطاب به مردم ایران بیان کند. وی حتی احتمال داد اگر ناچار شود دلایل استعفای سال ۶۷ خود را نیز برای بیشترروشن شدن مسائل با مردم در میان گذارد

به گزارش خبرنگار کلمه ، میرحسین موسوی ،نخست وزیر دوران هشت سال دفاع مقدس در دیدار با جمعی از اعضای تشکل های سیاسی کرج ضمن تبریک اعیاد شعبانیه ، به ویژه نیمه شعبان گفت :” وجود احزاب ، تشکلهای سیاسی ،صنفی و شبکه های گسترده اجتماعی برای پیشرفت کشور و نیل به اهداف ملت ضروری است

اقدامی برای بازتولید استبداد

وی تلاش برای از بین بردن تشکل های سیاسی و صنفی را اقدامی برای بازتولید استبداد دانست و گفت: “پهلوی دوم هم در سالهای آخر رژیم سابق حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب مجاز کشور اعلام کرد و همه دیدیم که سرنوشت او چه شد

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به میلاد حضرت امام زمان (عج )و نیمه شعبان ادامه داد : “عده ای بزرگداشت این روز و فلسفه انتظار را به شدت با اغراض سیاسی و خرافی در آمیخته اند . اکنون تعدادی سایت های اینترنتی وجود دارد که بر اساس پیش بینی زمان ظهور سیاست های خارجی و داخلی کشور را در چارچوبهای خرافی من در آوردی تحلیل می کنند

اندیشه ای که فلسفه انتظار را به ضد خود تبدیل می کند

اکنون می توان به حکمت لعن و نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند پی برد

به گفته نخست وزیر دوران دفاع مقدس” در این تحلیل ها حضور آمریکا به عنوان مقابله با امام زمان تلقی می شود و بدتر از آن سیاست های خطرناک و ماجرا جویانه برای کمک به ظهور توصیه می شود و این باور را تقویت می کند که بخشی از سیاستهای خارجی که منجر به وضع بحرانی کنونی شده ،ریشه در این نوع تفکرات دارد و مساله فقط به سیاست خارجی کشور هم ختم نمی شوند. با ذهنیتی این چنین حساسیت غیر عادی به واژه توسعه شکل می گیرد و یکی از دلایل حذف نظام برنامه ریزی و تعطیلی شوراهای مهم قانونی ریشه در همین نگاه دارد

موسوی در تشریح آثار این نوع طرز تفکر گفت :”نتیجه چنین نگرشی این است که با باور به اینکه همین شش ماه و یک سال حضرت مهدی(عج) ظهور می کند پروژه های بندر کنگان و پارس جنوبی را تعطیل می کنند. هر نوع برنامه ریزی برای آب و برق و به طور کلی اقتصاد کشور متوقف می شود و به جای ایجاد اشتغال و تلاش برای سرمایه گذاری، اقتصاد صدقه ای و توزیع پول بین مردم جانشین می شود و در نهایت فلسفه “انتظار ” که همواره موجب تلاش بیشتر معتقدان و پیروان امام زمان( عج ) بود به ضد خود تبدیل شود

حاکمیت جور؛ ریشه بد اخلاقی ها در جامعه

موسوی با توضیح اینکه در سایه چنین وضعی می توان به حکمت لعن و نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند پی برد،افزود

“حاکمیت عدالت و برچیده شدن ظلم و جور از جامعه محور اصلی روایات ظهور است. آنچه ریشه بد اخلاقی ها در جامعه است حاکمیت جور و خروج حکومت از عدالت است. گمان نکنید که می توانید عده زیادی از فرزندان ملت از فرهیختگان ، دانشگاهیان ، معلمان ، کارگران ، روزنامه نگاران ، زنان و جوانان ایران را به نام حکومت اسلامی در زندان نگه دارید و این ظلم و ستم اثری در اعتقادات مردم نداشته باشد

ملاکی برای دوری و نزدیکی از جامعه مهدوی

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت :”عدالت و دوری از ظلم یک ملاک مهم برای نزدیکی به جامعه مهدوی است هر چه یک نظام از عدالت دوری کند و رو به بی عدالتی و جور و بدرفتاری با مردم بیاورد از جامعه مهدوی فاصله می گیرد

وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت :”نادیده گرفتن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و روی گردانی از میثاق ملی و ضایع کردن حقوق ملت و بستن دهان ها و روزنامه ها و تبدیل رسانه ملی به رسانه انحصاری ، ریخت و پاش بیت المال ، فسادهای بزرگ اقتصادی و خم شدن شانه های کارگران و کشاورزان و حقوق بگیران زیر بار گرانی همه از مظاهر جور و ظلم و نشانه دور شدن جامعه از ارزش های مهدوی است

کجا رفت پرونده فسادهای کلان مالی

به گفته میرحسین ” در جامعه مهدوی دزدان بزرگ را رها نمی کنند تا دستهای دزدان خرده پا را قطع کنند

وی افزود :”ما بازمی پرسیم و از پرسیدن خسته نمی شویم که کجا رفت پرونده فسادهای کلانی که در مجلس موافق دولت گشوده شد و سر و صدای آن به صورت بهت آوری خوابید

تلاش مشترک متحدان صدام و دولتیان در تحریف تاریخ انقلاب

موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تحریف تاریخ به ویژه تحریف تاریخ انقلاب گفت :”در این زمینه هم بیگانگان و متحدان صدام فعال هستند و هم دولتیان

نخست وزیر دفاع مقدس سخنان خود را در باره تحریف تاریخ انقلاب اسلامی به ضمیمه های حجیم روزنامه های دولتی در آستانه ۲۲ خرداد مستند کرد و گفت : “ضمیمه هایی که در این باره منتشر شدند بهانه خوبی است که جنبش سبز یک بار در کنار همه فعالیت های خود به صورت واقع بینانه ای با تاریخ سی سال گذشته روبرو شود و با تحقیقات مستقل به این مساله بپردازد

درباره جنگ هنوز لب به سخن نگشوده ام ولی ظاهرا گریزی نیست…

موسوی گفت :” این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هیچ سالی از آن یاد نمی شد تحریف های آشکار و برنامه ریزی شده ای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است .این روزها عده ای مدعی شده اند که می خواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهمم عمده داشتند ناگفته های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود

اگر زمان جنگ دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که بر سر اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید

موسوی گفت :”آن وزیر سابقی که خود می داند چگونه به اینجانب تحمیل شد در عین آنکه بیش از همه در جریان سر ریزشدن همه جانبه امکانات دولت به جبهه ها بود حالا می گوید که اگر امکانات دولت در اختیار جبهه ها قرار می گرفت ما بغداد را فتح می کردیم .شما باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتیم. بنده می گویم شما که نمی دانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین مصاحبه علیه دولتی که در آن کار می کردید انجام دادید اگر دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که در طول مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید

فراموش کرده اید که چهار میلیارد از شش میلیارد دلار هزینه جنگ می شد؟

میر حسین موسوی در پاسخ به تحریف هایی که در هفته های اخیر در باره دفاع مقدس انجام شده ،گفت : “من باور نمی کنم که شما فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار در آمد نفتی کشور هزینه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو میلیارد مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم می تواند در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود .شما مرا مجبور می کنید بگویم علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسیار و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود ، اگر پیوندی قوی تر بین جبهه ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتیجه های بهتری از عملیات گرفته می شد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در فرصتی دیگر به آن بپردازم

نخست وزیر امام در دوران دفاع مقدس تاکید کرد:”بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد .بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می گویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیر نژاد در کمیته پشتیبانی جنگ “زیپ مرزها در حال باز شدن” بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه وهم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارشهای خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه این اتفاق در حالی رخ می داد که در آن شرایط نیروهای اصلی رزمنده ما در یک نقطه بی اهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع کم اهمیت به نام “شاخ شمران “بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم می شود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها به دلیل خشک کردن سد “دربندی خان در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند

تن به خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید

اگر به خون شهدا و تلاش همه در این جنگ احترام می گذارید…

موسوی در ادامه صحبتهایش به نقش مدیران برحسته در دفاع مقدس اشاره کرد :”بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم

یکی از برجسته ترین و تاثیر گذار ترین آنها آقای بهزاد نبوی بود که می دانیم این روزها چه گرفتاری هایی دارد. تصمیمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت تغییر اساسی در آرایش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترین زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد. پیش بینی ستاد درست بود ودر فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسی ترین نبردهای تاریخ دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود ،اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر نتوانست حمله ای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند

موسوی با اشاره به آنکه قصدش از تعریف این خاطره صرفا دفاع از مظلومیت رزمندگان بی نام و نشان ، مدیران و جهادگران شجاع و ایثار گر است ادامه داد : “این گفته ها برای آن است که بگویم اگر شما واقعا به خون شهدا و تلاش جهاد گران و مقاومت همه جانبه همه ملت و دولت در این جنگ سر نوشت ساز احترام می گذارید و نمی خواهید از حماسه دفاع مقدس برای خود قبایی بدوزید تن به خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید

میر حسین موسوی یا د آور شد : “بنده در دو دهه گذشته به معلومات مستقیم خود از جنگ بسنده نکرده ام و تلاش کردم به اسناد و مدارک و تحلیل های چاپ شده در این باره نیز رجوع کنم . من همواره محتاط بوده ام که فقط به متون رسمی که با نظارت فرماندهان تهیه شده است بسنده نکنم و در کنار این کتاب ها از نوشته ها و تحلیل های همه صاحب نظران ازجمله ارتش نیز بهره ببرم .که یکی از بهترین تحلیل ها نوشته های افسر دانشمند و میهن دوست سرهنگ معینی وزیری است که بسیار از آن استفاده کرده ام

اگر ناچار شوم ناگفته های جنگ را خواهم گفت

وی گفت : “این جنگ ناگفته های فراوان دارد و من ندیده ام که آقای هاشمی به عنوان فرمانده جانشین کل قوا از مشکلاتی که در مورد هماهنگ کردن ارتش و سپاه داشت سخنی گفته باشد . مشکلاتی که به اعتقاد من ربطی به بدنه سپاه و ارتش نداشت و من شاهد بودم که این مشکلات تا چه حد فرساینده بوده است. بعد از سه سال از شروع جنگ به اعتقاد من اشتباهات اساسی در تعیین استراتژی های جنگی پیش آمد که اعزام نیرو به کردستان یکی اش بود و از آن مهم تر دل بستن به عملیات های بزرگ کلاسیک شبیه عملیات های دشمن بود که مزایای نسبی ما را در کنار امکانات کشور به شدت تقلیل داد و حدود پنج سال همه امکانات کشور حتی تا حد جمع آوری برف روب ها از جاده ها و کامیون های دولتی و حتی مصادره کامیون های بخش خصوصی و همه ظرفیت های مالی – صنعتی کشور به کار گرفته می شد اما نتیجه آن شد که همه شاهد بودیم

موسوی در پایان سخنان خود گفت :”ایده ای که این وزیر سابق درباره فتح بغداد مطرح کرد باقیمانده همان دل بستن ها به طرح های کلاسیک جنگی و نتیجه بخش بودن عملیات های بزرگ برای شکست دشمنی بود که ماهانه فقط دو میلیارد دلار از همسایه های عرب خود برای جنگیدن با ما باج می گرفت و هنگام ختم جنگ بیش از پنجاه لشگر داشت .این نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در میان رزمندگان مخالفانی داشت و تا جایی که بنده در جریان بودم و در تماسهایی که فرماندهان معترضی چون شهید حاج داوود کریمی با بنده داشتند آنها عملیاتی از جنس نقشه های دوران نخست دفاع مقدس را ترجیح می دادند .و این طرح ها با توانایی های اقتصادی و اجتماعی کشور سازگاری بیشتری داشت و در آینده اگر لازم بشود و به اجبار به این بحث ها کشانده شوم موضوع را با بسط بیشتری طرح خواهم کرد

----------------------------------

برداشته شده از سايت کلمه

http://www.kaleme.com/1389/05/04/klm-26859


"...ادامه مطلب"

Monday, June 14, 2010

اطلاعیه میرحسین موسوی پیرامون 22 خرداد امسال و نیز هتک حرمت ها



میرحسین موسوی در واکنش به هتک حرمت بیوت مراجع در اطلاعیه ای این گونه برخورد ها را ناشی از نیاز دولتیان به حادثه سازی‌هایی دانست که بتوانند تبعات مصائبی را که بر سر کشور آورده اند از چشم‌ها پنهان نگه دارند. وی همچنین ۲۲ خرداد امسال را نشان بلوغ و آگاهی جنبش اصیل سبز قلمداد کرد. به گزارش کلمه متن این اطلاعیه به شرح زیر است

بسمه تعالی

خودداری از صدور مجوز راهپیمایی برای روز ۲۲ خرداد بیش از هر چیز نشان دهنده ترس دولتیان از تکرار حماسه ۲۵ خرداد سال ۸۸ است

آرایش نظامی- امنیتی بی‌سابقه درتهران نشان می‌دهد که علی‌رغم یک سال سرکوب و حبس واستفاده یک‌سویه از صداوسیما و رسانه‌های دولتی و هزینه‌های هزاران میلیارد تومانی، تمامیت طلبان نتوانسته اند مردم را به صداقت و صحت عمل خود متقاعد سازند. که اگر می‌توانستند چه نیاز به این همه هزینه و لشگرکشی و دروغ پردازی؟!

حمله به مردم و دانشجویان در روز ۲۲ خرداد و سپس حمله به دفتر مرجع بزرگوار حضرت آیت الله العظمی صانعی وحمله به دفتر حضرت آیت الله العظمی منتظری و توهین به جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی از شدت بحران و اغتشاش فکری در میان مهاجمان خبر می‌دهد. ۲۲ خرداد ماه امسال، مردم بهانه ای به دست دولتیان ندادند تا با آن پیامدهای ناشی از قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت را، که به دلیل سوءمدیریت و سیاست‌های عوام فریبانه بر سر کشور و ملت ما تحمیل شده است، بپوشانند و نیز عواقب اقدامات منافقانه و ظالمانه در مراسم روز ۱۴ خرداد را از یادها ببرند

۲۲ خرداد بلوغ جنبش عظیم سبز را نشان داد و نشان داد که هر شهروند سبز هر جا که باشد، از خانه و اداره و محل کار و کارخانه و مدرسه و خیابان، با ابتکارات و خلاقیت، خود یک جنبش است

جنبش سبز آن آگاهی را دارد که به گونه ای عمل نکند تا تمامیت‌خواهان بتوانند پیامد سیاست‌های غلط خود را در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و سیاست خارجی بپوشانند. امروز دولتیان بیش از همیشه محتاج حادثه سازی‌های هستند که بتوانند تبعات مصائبی را که بر سر کشور آورده اند از چشم‌ها پنهان نگه دارند. حمله به دفتر یک مرجع عالی‌قدر و یکی از شاگردان مورد علاقه و محبت حضرت امام (ره) ورود به مرحله جدیدی از این بحران‌سازی‌ها است. ولی آمران و عاملان این اقدام خطرناک بدانند که حمله به مراجع و هتک حرمت و زیرفشار قرار دادن آن‌ها تنها مشروعیت نظام را از بین می‌برد

آیا فراموش کرده اند حمله به بیت حضرت امام (ره) بود که زمینه برچیدن پایه‌های استبداد را در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سپس بهمن سال ۵۷ فراهم کرد و باز هم عبرت نمی گیرند؟

آیا با دانستن این تجربیات تاریخی است که بر شاخه می نشینند و بن می برند؟

میرحسین موسوی



"...ادامه مطلب"

Sunday, June 6, 2010

ميرحسين موسوی و مهدی کرّوبی مسير تظاهرات 22 خرداد را مشخص کردند: ميدان امام حسين تا ميدان آزادی







"...ادامه مطلب"

میرحسین موسوی: عده ای در حد امیرمومنان و معصومین برکشیده میشوند؛ عده ای نیز مخالف تخلف،دروغ و فساد در مقابل قرار میگیرند



مهندس میرحسین موسوی ،نخست وزیردوران دفاع مقدس با صدور بیانیه ای ضمن بیان دیدگاههای خود در باره مراسم بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) ، نسبت به بی حرمتی های سازمان یافته که در این روز نسبت به سید حسن خمینی ،نواده امام راحل انجام شد ، اعتراض کرد و آن را مهندسی شده خواند


به گزارش کلمه متن کامل بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است

-------------------------------------------------------------------------------------------------

بسمه تعالی

چند سال پیش مرحوم حضرت آیت الله توسلی یار نزدیک امام راحل جان خود را برسر مقابله با طرحی گذاشت که هدف آن حذف جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی از صحنه سیاسی و امام زدایی در سطح ملی بود.وفات تاثربرانگیز و تکان دهنده ایشان گرچه مکثی در این طرح ایجاد کرد ولی آن را متوقف نساخت

امسال مراسم بزرگداشت سالگرد رحلت امام در روز چهاردهم خردادماه فقط به یک روز خلاصه شد و همه برنامه های دیگر مردمی و رسمی از جمله برنامه شبهای ۱۴ و ۱۵ خرداد حذف شد و در همین مراسم مختصر قابل انتظار بود که به بیان چند خصوصیت اخلاقی امام بسنده شود و از احترام ایشان به رای مردم و نگاه ایشان که مجلس را در راس امور می نشاند، سخنی به میان نیاید و باز طبیعی بود که از تاثیرات ایشان بر خطر تحجر و خود رایی در آینده انقلاب غفلت شود و برخلاف خاکساری ایشان در مقابل معصومان علیهم السلام عده ای در حد امیرمومنان و معصومین برکشیده شوند و عده ای نیز که مخالف تخلف ، دروغ ، فساد و خروج از قانون اساسی و به افلاس کشیده شدن کشور به دلیل سیاست های من در آوردی بودند، در مقابل قرار داده شوند

داوری در باره این شیوه قیاس و مواجهه با تاریخ با مورخان فرهیخته و سیاستمداران آگاه و اصولیان فاضل است و تنها به این نکته بسنده می کنم که کشتار و حبس های اخیر ناشی از چنین برداشت هایی از تاریخ و فقه واصول است و باید دید که نظر مراجع بزرگ از چنین استنباطهایی با توجه به مصداق های عملی و نتایج آن چیست؟

مراسم امسال به دلیل جنایت های اخیر اسرائیل آمیخته به سخت ترین شعارهای ضد صهیونیستی بود ولی طرفه آنکه در میان این شعارهای تند هیچ اشاره ای به مصاحبه یکی از روسای جمهورعرب دوست ایران که اخیرا گفته است دولت ایران با مذاکره آنها با اسرائیل موافق است، نشد و بازهم غیرطبیعی نبود که نصیحت حضرت امام (ره)در ماجرای مک فارلین به مسوولین کشور فراموش شود که فرموده بودند “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید”

آیا جای آن نیست که سوال شود با این همه سیاست های غلط انداز و غیرشفاف و مهلک چه کسانی می توانند فرصت طلایی برای آمریکا و اسرائیل و منافقین و سلطنت طلبان تلقی شوند : آزادی خواهان و عدالت جویانی که به دنبال عظمت اسلام و ایران و ایرانی از طریق بازگشت به قانون اساسی و دوری از فساد و دروغ هستند؟ یا فرقه های مشکوکی که با سیاست های خود کارگران و معلمان و کارمندان و کشاورزان و همه مستضعفان را خاک نشین کرده اند و علی رغم حمله ها و لفاظی های خود علیه شرق و غرب ،همه بازارهای گرم مسلمانی را در اختیار بیگانگان قرار داده اند

عربده جویی و هتاکی عده ای اندک در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام در مقابل تریبون سخنرانی نمی توانست بدون رضایت و مهندسی قبلی صورت بگیرد .چه کسی است که نداند همیشه عده ای به صورت سازمان یافته و برای هیاهوهایی از این قبیل جلو تریبون ها به صف می شوند. درمراسم چهاردهم خرداد نیز به همین شکل عمل شد و در مقابل دوربین ها و چشمهای حیرت زده، گروهی اندک هتاکی های همیشگی را این بار علیه نواده گرامی امام به اوج رساندند. لابد به این دلیل که ایشان نخواسته اند هیچ وقت مردم را تنها بگذارند

غافل از آنکه اینگونه اعمال مهندسی شده بیش از پیش به اهمیت حراست و صیانت از یادگاران حضرت امام دامن خواهد زد

حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یکی از ستارگان پر فروغ حوزه های علمیه و فضای ملی ماست و برنامه ریزی برای خاموشی این فروغ جز خسارت برای طراحان آن نتیجه ای نخواهد داشت

میرحسین موسوی

-----------------------

http://www.kaleme.com/1389/03/15/klm-21737


"...ادامه مطلب"

Saturday, May 29, 2010

میر حسین موسوی: کشور با آزادی وعدالت اداره می شود نه با زندان اوین، نظام در حال حرکت به سمت تک صدایی است



ما که نمی خواستیم فقط حکومت تشکیل بدهیم و به نام اسلام چهارچوبی تعریف کنیم ولی از محتوا خالی باشد و از آرمان ها و آرزوهایی که برامده از مکتب و اعتقادات ما بود هیچ نشانی نداشته باشد.اگر قرار باشد که نظام باقی بماند ولی با پر کردن زندان ها یا با زدن و گرفتن دانشجویان و کارگران مسلمان،هنرمندان و سینماگران و روزنامه نگارن آیا می توان از چنین نظامی در جهان دفاع کرد؟

به گزارش خبرنگار «کلمه»، اینها سخنان نخست وزیر دوران دفاع مقدس در میان جمعی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب است. زندانیانی که به تعبیر موسوی در فضایی مجاهده کردند که دورنمایی از آینده وجود نداشت و آنچه بود تنها احساس وظیفه انسانی و خالص افراد بود. فضایی که در آن تمام تلاش ها توام با آرزو برای ارزش ها و حاکمیت اسلام و یا ویژگی های یک جامعه سالم صورت می گرفت.موسوی در این دیدار گفت: ابتدای انقلاب نیز با همین فضا شروع شد

اگر چارچوب های کلی حفظ می شد ایران به سمت خوبی حرکت می کرد

او منکر اشکالات آن دوران نیست چه اینکه «هیچ نظامی بدون اشکال نیست» اما وی معتقد است: اگر چار چوب های کلی حفظ می شد ایران ما به سمت خوبی حرکت می کرد

نخست وزیر امام(ره) با اشاره به نزدیکی ایام رحلت امام خمینی تشییع جنازه بی نظیر و تاریخی ایشان که میلیون ها نفر در آن حضور داشتند را نشانی از پشتیبانی یک ملت از انقلاب و آنچه که در ۱۰ سال اول انقلاب افتاد دانست و گفت: بدون اینکه بخواهیم برخی اشکالات را نادیده بگیریم اما این موضوع نشانی از تحقق بسیاری از ارزش ها بود

جبهه ها نشانی از حقانیت راه بود

نمی توانیم جواب نسل جوان را بدهیم چون انقلاب به بیراهه رفت

مدیر اجرایی کشور در دوران ۸ سال دفاع مقدس گفت: همیشه نظام های مختلف یکسری شاخص ها را برای بیان موفقیت خود ارائه می دهند. مثل تولید ناخالص ملی، تولیدثروت و یا در ابعاد غیر مادی مانند تحصیلات، شاخص کرامت انسانی و… که کم و زیاد آن معنا دار است و درجای خود قابل بحث. ابتدای جنگ خیل عظیم انسان های نورانی و ایثارگر که انقلاب برای ما به ارمغان آورده بود شاخص و نشانه ای بر حقانیت نظام ما بود. جبهه ها را همیشه نشان حقانیت راه خود می دانستیم و نیز علامتی از اینکه نظام در راستای آرمان هایش موفق بوده است. اما متاسفانه کم کم انحراف پیدا شد و در این سال های اخیر نیز مشکلات بسیاراساسی پیدا کرده ایم به گونه ای که امروز نمی توانیم جواب نسل جوان را بدهیم و حتی هنگامی که برایشان توضیح دهیم که اول انقلاب چه اهدافی مطرح بود و بعد از انقلاب چه تغییراتی در کشور رخ داد باز هم نمی توانیم قانعشان کنیم. دلیل آن هم چیزی نیست جز بیراهه رفتن ما

اتفاق های حیرت آور نمایشگاه کتاب امسال را مقایسه کنید با

موسوی در تشریح فضای قبل از انقلاب در مقایسه با بعد از آن با ذکر مثالی گفت: پیش از انقلاب آزادی نبود. عناوین کتاب های چاپی و کتاب های اساسی بسیار کم بود و به صورت زیرزمینی دست به دست می چرخید. اما پس از انقلاب نمایشگاه کتاب برپا شد تا نشان داده شوداین نظام، معتقد به برخورداندیشه هاست و به واقع یک انقلاب فرهنگی شکل گرفته است. اما در همین یک مورد آنچه می خواستیم را مقایسه کنید با اتفاقات حیرت آور نمایشگاه کتاب امسال که حتی برخی از رساله ها و کتاب های مراجع را جمع کردند. غرفه کتابهای شهید بهشتی که خود از پایه گزاران نظام هست را حذف کردند و محدودیت مثل همیشه دامن ادبیات و کتاب های علوم انسانی را گرفت و اینها تنها علامت هایی کوچک در دوری از آرمانهای انقلاب است

نظام در حال حرکت به سمت تک صدایی است

تک صدایی منجر به استبداد و دیکتاتوری می شود

موسوی باهشدار نسبت به تداوم این روند خاطرنشان کرد: نظام در حال حرکت به سمت تک صدایی است به طوری که هیچ اندیشه دیگری را تحمل نمی کند. تک صدایی خود منجر به استبداد و دیکتاتوری می شود و هیچ کس نیست که نداند اضافه بر استبداد و دیکتاتوری تک صدایی مهم ترین عامل بازدارنده توسعه است

سیاست هایی که شفافیت و گردش آزاد اطلاعات را هدف گرفته است

میرحسین موسوی تاکید کرد: آنچه اکنون می بینیم سیاست هایی است که شفافیت و گردش آزاد اطلاعات را هدف گرفته است و تعجب آور نیست که در کشور ما مساله فساد و دروغ و خود رایی درحال گسترش است، چرا که اگر اندیشه آزاد نباشد در فضای تک صدایی این مسایل طبیعی است

جنبش سبز برای آزادی و عدالت است

زمانی آرزو داشتیم جشن بستن زندان اوین را بگیریم اما

مهندس موسوی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان نسبت جنبش سبز و آرمانهای انقلاب پرداخت و گفت: جنبش سبز برای آزادی و عدالت است. عدالت برای مردمی که انقلاب کردند و کشور با همه تنوع قومیت ها، فرهنگ هاو زبان های مختلف مال آنهاست و عدالت در وجوه اجتماعی،سیاسی و اقتصادی جزئی از حقوق آنهاست. و نیز آزادی که از آرمانهای ما بود و اگر نباشد حقوق مردم پایمال می شود. زمانی آرزوی ما بود که زندانها خالی باشد وجشن بستن زندان اوین را بگیریم، اما حالا آنجا ساختمان سازی می کنیم که حجره های بیشتری داشته باشیم برای حبس بیشتر و هم این نشانی دیگر از انحراف و کج روی ماست که به نتیجه هم نخواهد رسید

آیا از چنین نظامی در جهان می توان دفاع کرد؟

موسوی خاطرنشان کرد: ما که نمی خواستیم فقط حکومت تشکیل بدهیم و به نام اسلام چارچوبی تعریف کنیم ولی از محتوا خالی باشد و از آرمان ها و آرزوهایی که برآمده از مکتب و اعتقادات ما بود هیچ نشانی نداشته باشد.اگر قرار باشد که نظام باقی بماند ولی با پر کردن زندان ها یا با زدن و گرفتن دانشجویان و کارگران مسلمان،هنرمندان و سینماگران و روزنامه نگارن آیا می توان از چنین نظامی در جهان دفاع کرد؟

جنبشی بر آمده از نیاز های واقعی یک ملت

جنبش سبز جنبشی برای چهار فصل

وی طلب آزادی و عدالت را در چنین فضایی یک مطالبه جدی عنوان کرد و گفت: جنبش سبز یک جریان ادامه دار است که نه با بستن و گرفتن و تهدید و زندانی کردن و نه با کشتن متوقف نخواهد شد چرا که مطالبات برآمده از نیازهای واقعی و انسانی ملت ما را دارد. این جنبش یک جنبش چهار فصل است. تجدید حیات می کند، در شکل های مختلف ظاهر می شود. اینطور نیست که برای یک مقطع کوچک باشد و یا ارتباطی به شخص خاص داشته باشد بلکه برآمده از نیازهای ملت ما و در موازات مبارزات طولانی ملت برای نیل به آزادی و عدالت است

اهداف جنبش سبز ساده و روشن است

انتظار نداریم جوانمردانه عمل کنند؛ از صدا وسیمایش گرفته تا

موسوی شعار ها و اهداف جنبش سبز را ساده و روشن دانست و گفت: زمانی که می گوییم قانون اساسی مسئله روشن است، وقتی می گوییم دروغ و فساد نباشد و عدالت باشد مسئله روشن است. به طور قطع گسترش آگاهی بزرگترین ابزار جنبش است. ما با کسی نمی خواهیم دعوا کنیم. تنها از حقوق خود دفاع می کنیم و ابزارمان همان آگاهی رسانی به مردم است و جلوی کسی را هم سد نمی کنیم. آنها می توانند تبلیغ کنند که ما درست نمی گوییم. ما انتظار نداریم که آنها جوانمردانه عمل کنند، از صدا و سیمایشان گرفته تا باقی رسانه هایشان

«دروغ ممنوع» مطالبه جدی همه مردم بود

موسوی با یاد آوری شعار «دروغ ممنوع» در شب انتخابات گفت : در هنگامه انتخابات یکی از مهمترین و با نفوذترین پوستر هایی که چاپ شد، پوستر «دروغ ممنوع» بود. بنده اولین بار آن را در تهران دیدم و به فاصله ۲۴ ساعت در یک منطقه دوردست کشور مشاهده کردم چرا که شعار ملموس و مطالبه جدی همه مردم بود

طاقت یک وبلاگ معمولی را آزاد را هم ندارند

چشم اسفندیار آنها مسئله آگاهی است

میرحسین موسوی این بار هم از آگاهی و ضرورت آگاهی بخشی گفت و تاکید کرد: اینکه آنها طاقت ندارند یک وبلاگ معمولی را آزاد ببینند و امروز هیچ رسانه ای حتی در سطح مجازی نیست که در اختیار ما باشد و از فیلترینگ در امان مانده باشد همه نشانگر این است که پاشنه آشیل یا چشم اسفندیار آنها مسئله آگاهی است. بنابراین هرکس در هرجا احساس مسئولیت می کندباید در حد خود در گسترش آگاهی های سیاسی، اجتماعی تلاش کند حتی با گفتن یک نکته در جمع کوچک

کانون های گسترش آگاهی ها کجاست؟

میرحسین موسوی کانون های گسترش آگاهی را برشمرد: از محیط خانواده گرفته تا جمع دوستان و اقوام، و در میان اقشار و استان های مختلف اگاهی را گسترش دهیم. جنبش سبز هدف پیچیده ای ندارد؛ ما فساد و دروغ را نمی خواهیم، می خواهیم مردم احترام داشته باشند، قوه قضاییه درستی داشته باشیم که ظلم نکند. اینگونه نباشد که از کسی اعتراف بگیرند و بر اساس آن وی را اعدام کنند یا او را بزنند و یا زندانی را آزاد کنند و بعد از دو سه هفته با او تماس بگیرند و بگویند مصاحبه کن یا به زندان برگرد! کافیست همین مسائل را برای مردم شرح دهیم

چقدر با واقعیت بیگانه اند؟

موسوی دغدغه های خود درباره بی تدبیری درامور را اینگونه بیان کرد: همیشه می گویم کسانی که این زندان های وسیع را ایجاد کرده اند چقدر با واقعیت بیگانه اند. ما چقدر فرصت داشتیم در ماه رمضان و عیدهای مذهبی و ملّی اعلام کنیم که جدای از گذشته ها آزادانه به اصول بازگردیم. این خود به خود مردم را خوشبین می کرد. اکنون نیز اگر بگویند انتخابات آزاد و رقابتی برگزار خواهیم کردو تقلبی در کار نخواهد بود خواهید دید که مردم قطعا نفس راحتی می کشند

کهریزک مسئله ملی است؛جلوی چشم مردم ماجرا را بگوئید تا تکرار نشود

وی تصریح کرد: نظامی که نتواند با حمله به خوابگاه دانشجویی به عنوان یک مورد برخورد شجاعانه کند و برای مردم شرح دهد که واقعا در این بین چه اتفاقی افتاده است و با آنهایی که تقلب کرده اند نتواند برخورد کند نظامی ضعیف است. قدرت نظام در این است که این مسائل را شرح دهد یا در مورد کهریزک که می گویند ۳ نفر را محکوم کرده اند. کهریزک یک مسئله ملی است و به همین دلیل باید تمام بحث هایی که در خصوص کهریزک می شود جلوی چشم مردم گفته شود تا تکرار نشود و بعدا مردم هم قانع شوند که عدالت اجرا شده است. همین نتیجه مبهمی که اعلام کردند و ۳ نفر را به قصاص محکوم کردند بگویند این سه نفر چه کسانی هستند و چه ارتباطی با افرادی دارند که اسامی شان در مجلس برده شد، مجلسی که تازه ما می دانیم چقدر گزارش هایش محدود است

آرزو می کنیم کج راهه به راه مستقیم تبدیل شود

موسوی گفت: همه آرزو می کنیم این کج راهه تبدیل به راه مستقیم شود. توسط هر شخصی که باشد در هر موقعی که باشد مردم راضی خواهند بود. مردم مبارزه کرده اند .خون دل خورده اند تا به عدالت و ازادی برسند تا استبداد و خودرایی نباشد. تا مناصب و منزلت ها در حال گردش باشد تا هرکس در هرجا وظایفی دارد در مقابل مردم پاسخگو باشد

آیا دستگیری ها توانست رژیم شاهنشاهی را حفظ کند؟

میر حسین موسوی خطاب به زندانیان پیش از انقلاب افزود:این بگیر و ببند ها مسئله را حل نمی کند مگر با به زندان انداختند شما رژیم سقوط نکرد؟ رژیم سقوط کرد و من اثرات این دستگیری ها را به خاطر دارم ولی پرسش این است که آیا این دستگیری ها توانست رژیم شاهنشاهی را حفظ کند؟ وضعیت رسانه ای و گردش آزاد اخبار و اطلاعات در جهان، نسبت به دوره ای که شما در زندان بوده اید بسیار متفاوت است. اول صبح با رجوع به چند سایت می توان تمامی اخبار را دریافت کرد. قبلا اطلاعیه ها با چه دردسری این دست و آن دست می شد و بعضا چه خساراتی هم داشت و تنها به دست عده معدودی می رسید. ماهواره ها و فضای بین المللی و ارتباطات هم به همین ترتیب موثراند

به گفته نخست وزیر زمان دفاع مقدس،در چنین فضایی رفتن به سمت الگوها و چهارچوب هایی که عقلا عدم کارآمدی آنها روشن بوده جای تعجب و تأسف دارد

کشور با آزادی و عدالت اداره می شود نه با زندان اوین

موسوی تصریح کرد: برخی گمان می کنند با ایجاد فضای رعب و وحشت می توان امور را اداره کرد در حالی که کشور با آزادی و عدالت اداره می شود نه با زندان اوین

------------------------------
http://www.kaleme.com/1389/03/08/klm-20898





"...ادامه مطلب"

Wednesday, May 26, 2010

میرحسین موسوی :خرافات امروزه در خدمت فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی ایران قرار گرفته است



میر حسین موسوی در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتمادملی به اهمیت احزاب در این برهه زمانی تاکید کرد و همچنین نسبت به نفوذ خرافه گرایی در سطح مدیریت کلان کشور هشدار داد

شجاعت و افشاگری آقای کروبی سهم بالایی در آگاهی بخشی دارد

به گزارش خبرنگار کلمه، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدا از نقش آقای کروبی در این حرکت ملی تشکر کرد و گفت: شجاعت و افشاگری ایشان سهم بالایی در آگاهی مردم و جنبش دارد. امیدواریم که این نقش همچنان با قدرت ادامه داشته باشد. ایستادگی ایشان در تداوم نقش جنبش سبز اهمیت حیاتی دارد

وی سپس به بررسی نقش احزاب بعد از انقلاب پرداخت و گفت: از اول انقلاب تفکری وجود داشت که با حزب و تشکل مخالف بود . تجربه نامناسب مردم درباره احزاب دوران بعد از مشروطیت این بدبینی را تشدید می کرد

یکی از ویژگی های شهید بهشتی مخالفت با تک صدایی و تک حزبی بود

وی افزود: در کنار این نگاه بدبینانه اندیشه مثبتی هم بود که در راس آن شهید بهشتی قرار داشت. ایشان معتقد به فعالیت های حزبی و تشکیلاتی بودند و در این زمینه نیز بسیار تلاش کردند . از آن فعالیت ها نتایج درخشانی گرفته شد و یکی از ویژگی های ایشان مخالفتشان با تک صدایی و رژیم تک حزبی بود

وی با ابراز تاسف از نگاه منفی به احزاب و تشکل ها و حتی تشکل های کوچک مردمی در سال های اخیر تاکید کرد: اقدام اخیر در مورد دو حزب اصلاح طلب کشور ریشه در همین اندیشه منفی در مورد احزاب دارد. البته این روزها با سرکوبی که وجود دارد اهمیت احزاب و تشکل ها بیش از سابق احساس می شود

ایستادگی بر حق تشکیل و حفظ حذب حیاتی از همیشه است

موسوی گفت: ایستادگی بر حق تشکیل و حفظ احزاب در این روزها حیاتی تر از همیشه است. وقتی بحث اجرای بدون تنازل قانون اساسی می شود یکی از اصول صراحت در آزادی تشکل ها و احزاب است؛ چه این احزاب سیاسی باشند و چه صنفی

موسوی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: تشکل های سیاسی باید از آزادی و حقوق همه دفاع کنند و در صورت امکان در هم ادغام شوند و تشکل های بزرگتری را ایجاد کنند

خرافات امروز در خدمت فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی است

موسوی در بخش دیگری از صحبت های خود به مسئله خرافات اشاره کرد و گفت: امروز خرافات در خدمت یک فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است. حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی، حساسیت به کلید واژه توسعه، پشت سر انداختن برنامه های پنج ساله توسعه، همه و همه نشان از رسوخ تفکر خرافی است

اقتصاد صدقه ای اغتشاش عظیمی را در تنظیم رویه های عقلانی ایجاد کرده است

وی تصریح کرد: شیعه واقعی همیشه و هر روز منتظر فرج و ظهور امام زمان (عج) است ولی در عین حال برای هزار سال بعد خود هم برنامه ریزی می کند ولی امروز اقتصاد صدقه ای و اقدامات باری به هر جهت اغتشاش عظیمی را در تنظیم رویه های عقلانی ایجاد کرده است

به اعتقاد موسوی ، حذف بخش عمده ای از مدیران باتجربه معتقد به برنامه ریزی و مدیریت علمی به خرافه گرایی افراطی مرتبط است

وی با اشاره به سخنان چند وقت پیش رئیس دولت حاضر و ارتباط آن با خرافه گرایی گفت: بر اساس این نگاه، آمریکا نه برای نفت یا دلائل ژئوپلتیکی یا به دلایل استراتژیک به عراق آمده بلکه آمده است که جلوی ظهور امام زمان علیه السلام را بگیرد. حاکمیت با این طرز فکر در سیاست خارجی چه فاجعه ای می تواند ایجاد کند.آیا توافق های شبه ترکمنچای نمی تواند نتیجه اجتناب ناپذیر چنین طرز فکری باشد؟

موسوی در انتها به نقش حضرت امام(ره) در انقلاب اسلامی و ریشه کن کردن یک رژیم ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی اشاره کرد و گفت: ایشان بیشترین حساسیت را به تسلط تحجر و خرافه داشتند و در دوره ای که فشار غیر عادی برای جلوی از شرکت زنان در انتخابات ایجاد شد، ایشان با صراحت و تندی برخورد کردند و گفتند مگر می توان نیمی از جمعیت کشور را از دخالت در سرنوشت خود محروم کرد

در ابتدای این دیدار صمیمانه، سیدباقر اسکویی مشاور دبیرکل و رئیس سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی،ضمن قدردانی از مهندس میرحسین موسوی و سرکار خانم دکتر رهنورد، شرحی از فعالیتها و اهداف این سازمان ارائه داد و در بخشی از صحبتهای خود گفت: مقاومت ورزی و ایستادگی را ابتدا از آموزه های دینی و اسلامی و سیره ائمه ی معصومین (ع) و سپس با الگو قرار دادن رفتار معنوی و الهی امام (ره) و یاران صدیق و دیرینه ی ایشان همچون جنابعالی و حجت السلام والمسلمین کروبی آموخته و سرلوحه ی خویش قرار داده ایم

وی در بخشی دیگر از سخنان خود افزود: افق و مسیر ما همان مسیری است که مردان بی ادعا و شیرزنانی گمنام با تقدیم هزاران شهید و صدها جانباز و ایثارگر نهال انقلاب را به درختی تنومند تبدیل نموده اند و ما قرزندان همانانیم، ما فرزندان انقلابیم که امروز نگران کشور و انقلاب و نظام خویش هستیم



"...ادامه مطلب"

Sunday, May 23, 2010

موسوی:آزادی بدون ایستادگی نمی آید / رهنورد:حاکمیت فعلی خودش،خودش را برمی اندازد


مهندس میرحسین موسوی در آستانه سوم خرداد، سالروز آزاد سازی خرمشهر با جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش خبر نگار تحول سبز، میرحسین موسوی ضمن گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر و تقدیر از خانواده های شهدا و ایثارگران بر مدنی بودن رویکرد جنبش سبز تاکید کرد و به سخنان دادستان تهران واکنش نشان داد

وی همچنین در ارتباط با بیانیه اش در ارتباط با پنج تن از اعدام شدگان و شایعات مربوط به حاج احمد یزدانفر نیز سخن گفت

بنا به این گزارش ، نخست وزیر دوران دفاع مقدس در این دیدار ضمن تشکر از حضور خانواده های شهدا و ایثارگران آنها را کسانی دانست که تجربیات بسیار گرانباری از مقاومت ملت ایران داشته اند. وی خانواده های شهدا ، ایثارگران و رزمندگان دفاع مقدس را شاهدان یک اتفاق بزرگ در کشور دانست و تاکید کرد: خانواده های شهدا هستند که از دفاع مقدس و از اینکه بر ما چه گذشت شهادت می دهند

میرحسین موسوی ادامه داد: خود این شهادت نقشی تعیین کننده در سرنوشت آتی کشور ما دارد. من فکر می کنم این صرف حکایت یک حدیث ، روضه خوانی و امثال اینها نیست بلکه شهادت تبدیل به یک عنصری جهت آگاهی دادن به ملت و داوری های مردم تبدیل شده است

موسوی اضافه کرد: منتها به دلیل اینکه نظام ما نام اسلام را بر خود دارد چنانچه عملش مطابق اسلام نباشد اسلام هم زیر سئوال می رود و دستاوردهای اول انقلاب هم زیر سئوال می روند که در این شرایط دفاع کردن از دستاوردهای اول انقلاب کمی دشوار تر از سابق است . اگر در قدیم مردم با یک اشاره قانع می شدند در حال حاضرتوضیحات بیشتری باید داده شود تا مردم درک کنند که آن زمان فضا به چه شکلی بود

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به خرداد ماه و سالگرد رحلت امام خمینی (ره) گفت: خیلی کوتاه می شود گفت آنچه که در طول ۸ سال دفاع مقدس مردم را قادر کرد که در مقابل آن همه توطئه ها و دسیسه ها و دشمنی ها بایستند گفتمانی بود که همه ملت را دور خود جمع کرد و اینگونه نبود که فقط نیروهای نظامی جدا از مردم به مقابله با دشمن بپردازند . وی ادامه داد : این مقاومت و استقبال و ایمان مردم بود که ما را قادر کرد که در این جنگ بایستیم

میرحسین موسوی با بیان اینکه دفاع مقدس تجربه ای ارزشمند برای نسل های آتی کشور محسوب می شود یادآورد شد : در چند صد سال گذشته جنگ های زیادی به ایران تحمیل شد و در تمام این جنگ ها قطعات زیادی از خاک ایران از دست رفت و این مسئله در روحیه ملت ما اثر گذاشته بود، ولی دفاع مقدس خوف از بیگانه را در درون ما ذوب کرد. در هشت سال دفاع مقدس در حالی که بیشترین کمک ها به صدام شد و ما با یک جهان روبرو بودیم ما ایستادیم و یک سانتی متر از خاک کشور را به دشمن ندادیم

وی ادامه داد: این یک چیز مهم را به ملت ثابت کرد و در کنارش فضلیت های زیادی قوت گرفت که مهمترین این فضیلت ها ایثار و گذشت بود. مسئله ایثار یکی از سرمایه های بزرگ اجتماعی ماست زیرا قطعا آنچه که ما را حفظ کرد سخت افزار نبود

رواج فساد و دروغ در کشور

نخست وزیر امام در ادامه سخنانش تصریح کرد : ما اگر با بهره برداری از آن روحیه پیش می رفتیم خیلی از مشکلات تاریخ مان را که قرنها روی دوش ملتمان تلنبار شده راحت تر کنار می گذاشتیم اما این کار را نکردیم و رخنه ای از فساد و دروغ در کشور ما ایجاد شد که در سالهای اخیر هم این موضوع گسترش پیدا کرد. واقعا اگر تک تک معضلاتی را که بر اثر فساد و دروغ در کشور به وجود آمده بررسی کنیم خواهیم دید که خساراتشان کمتر از حمله یک دشمن خارجی به کشور ما نیست

مهندس موسوی افزود: این که اعلام می شود در سال ۸۷ رشد اقتصادی در کشور نیم درصد بوده است تنها ممکن است در شرایط حمله بیگانه به کشور رخ بدهد

وی با بیان مطالب فوق، گفت : به نظر می آید که در همین شرایط در مقابل مشکلاتی که برای کشور به وجود آمده، برگشت سرمایه های اجتماعی دوران دفاع مقدس برای ما جنبه حیاتی پیدا کرده است

وی با اشاره به تکیه مردم بر ایثار و گذشت که سبب ساز آزادی خرمشهر گردید تصریح کرد: این روحیه در حال حاضر هم در شکل جدید مبارزه ملت ما می تواند به کمک ما بیاید. با دروغ نمی شود مبارزه کرد مگر با راستگویی، صداقت، صراحت و برگشت به ارزشهای انسانی و اسلامی

جنبش سبز مثل آب روانی است که زیر یک خاک نرم در حال تکثیر است

میرحسین موسوی با اشاره به مطالبات مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم یادآور شد: خواسته هایی که مردم پس از انتخابات مطرح کرده اند جنبه فطری دارد و بخش عمده آن برگفته از خواست هایی است که ما در دوران دفاع مقدس به آنها رسیدیم. مردم الان چیز خاصی که غیر عادی باشد مطرح نکرده اند. مثلا گفته اند که حقوق ما را پس بدهید، به قانون اساسی برگردید، به مردم احترام بگذارید. در حال حاضر جنبش سبز مثل آب روانی است که زیر یک خاک نرم در حال تکثیر است

موسوی ادامه داد: واقعا هیچ راهی برای اصلاح، جز احترام به ملت وجود ندارد. خشت اول همه اصلاحات احترام به ملت است. این خواست ها تمام چیزهایی است که ما از دین اسلام، از تاریخ خودمان، از دفاع مقدس و… یاد گرفته ایم. الان هم با این خطرهایی که جامعه ما با آنها روبرو است که به نظر من مهمترین اش ناشی از دروغ و فساد است ما باید به صداقت و به ارزشهای اجتماعی برگریدیم و در شکل اصلی، به قانون اساسی خودمان برگردیم

به گزارش خبر نگار تحول سبز، نخست وزیر امام(ره) تاکید کرد: ما می گوییم اگر می خواهید مملکت را اصلاح کنید اعلام کنید که فصل سوم قانون اساسی را رعایت می کنید. در قانون اجتهاد نکنید چرا که این فصل قانون اساسی نتیجه تلاش ۲۰۰ ساله در کشور ماست و حاصل تلاش نسلهای بسیاری است. قانون اساسی به گونه ای نیست که بتوان در آن دخل و تصرف کرد. در قانون اساسی همه موارد مربوط به احترام به حقوق ملت مطرح شده است. ما می خواهیم بگوییم شما از قانون اساسی برای مردم دلسوزتر نباشید

موسوی تاکید کرد: واضعان قانون اساسی می دانستند که با یک جامعه پیچیده روبرو هستند و می دانند که راه حل بدی ها، کجی ها، مریضی ها، بداخلاقی ها و دروغ ها همین قانون اساسی است وگرنه با حالت آمرانه برخورد کردن، حذف کردن بعضی اصول و … نمی شود مشکلات مملکت را حل کرد

حقوق اقلیت ها

وی با اشاره به تاکید قانون اساسی بر رعایت حقوق اقلیت ها گفت: در اوایل انقلاب اقلیت های مذهبی کشور در راهپیمایی ها یا جنگ و سایر مسائل شرکت فعال داشتند و ما این را تاکید می کردیم که اقلیت ها شرکت کرده اند. دلیل تاکید بر حقوق اقلیت ها در قانون اساسی فقط حقوقی نبود و معنایش این بود که جمهوری اسلامی اعلام می کرد که می خواهد حقوق اقلیت ها را هم رسمیت ببخشد و هم به رسمیت بشناسد. یعنی وقتی آنها قوانین کشور را رعایت می کنند آنها هم شهروندان ایران هستند

موسوی اضافه کرد: ولی پس از سالها به این ها توجه نکرده و حقوق اقلیت ها را رعایت نمی کنیم. اما به جای آن آمده ایم یک عده محدود را به عنوان یک ملت تلقی می کنیم و عده دیگر را نادیده می گیریم. ما آن وحدتی را که قادرمان کرد در دفاع مقدس بایستیم را از بین برده ایم. موسوی همچنین در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اخباری که اخیرا در خصوص برخورد با برخی از زندانیان سیاسی منتشر می شود گفت: چطور می شود یک حکومتی یک شهروند خود را تنها به جرم داشتن عقیده ای بیاورد و به اجبار بگوید به فلان چیز اعتراف کن و اگر اعتراف نکند او را آنقدر بزند که بینایی اش کم شود. این فرد با هر عقیده ای بالاخره شهروند جمهوری اسلامی است

وی با اشاره به جایگاه و رفتار جنبش سبز تاکید کرد: جنبش سبز منادی این است که ما باید مسیر را به سمت وحدت ملی برگردانیم. این به نفع انقلاب است . به نفع ارزشها است. این به نفع اوج گرفتن دوباره فضیلت هاست. این تنها راهی است که ما در پیش رو داریم. وی اضافه کرد: این، هم برای جنبش سبز راه هایی را ایجاد می کند و هم برای حکومت پیشنهادهایی را در اختیار می گذارد که اگر می خواهد مشکلات کشور را حل کند باید از این راه ها برود وگرنه دچار دشواری می شود

ناکارآمدی ها در عرصه سیاست خارجی

موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به ناکارآمدی ها در عرصه سیاست خارجی کشور گفت: الان ببینید سایه تحریم ها بر سر کشور ما بلند شده است و اهمیت این تحریمها در شرایط فعلی این است که ما با مشکلات جدی اقتصادی مواجه هستیم

وی ادامه داد : لغو هر قطعنامه ای که علیه ایران صادر می شود به این سادگی ها نیست. عراق هنوز درگیر عواقب قطعنامه هایی است که در زمان صدام بر علیه اش صادر شد. در چنین حالتی طبیعی است که ما وضعیت دشواری خواهیم داشت. از یک طرف می بینید وضعیت پیش آمده در سیاست خارجی ما درگیر موضوع ناکارآمدی است و از طرف دیگر وضعیت ملت و منافع ملی برای ما مهم است

موسوی ادامه داد : ما با تحریم ها مخالفیم. ما دلمان برای مردم مان می سوزد، برای کارگران می سوزد وبرای معلم نیز

وی یادآور شد : جنبش سبز طرفدار تضعیف کشور نیست و از این منظر نمی تواند طرفدار تحریم ها باشد. گرچه تلخ است که ما این وضعیت را در برابر این ناکارمدی های سیاست خارجی قرار دهیم

ایجاد فضای همدلی و اتحاد

وی ضمن یادآوری فضای همدلی و دوستی پیش از انتخابات ریاست جمهوری گفت: ما باید همان فضای همدلی را در سطح جنبش سبز گسترش دهیم و نباید از آن روشهای خصمانه ای که در مواجهه با جنبش سبز انجام شد تاثیر بگیریم. ما باید تلاش کنیم همان فضای معنوی و همان فضای اتحاد بین افراد را حفظ کنیم و برای حل مشکلات کشور راه حل مطرح کنیم

نخست وزیر امام (ره) با بیان اینکه در ابتدای انقلاب اصلا این مطرح نبود که ما می خواهیم یک حاکمیت تشکیل بدهیم که دست چند نفر باشد تاکید کرد: در همه گفتمانهای اول انقلاب نقش مردم و حاکمیت آنها بر سرنوشت خودشان نقش اول و اصلی را داشته است

موسوی ادامه داد : قدرت نظامی زمانی کاربرد دارد که به پشتوانه حمایت مردم عمل کند و حال آنکه اگر نیروی نظامی در برابر مردم قرار بگیرد بسیار ناشایست است. اگر ما می گوییم باید به ارزشها ی دوران قبل برگردیم به این معنا نیست که به آن دوران عقبگرد کنیم. آن دوران یک دوره تاریخی بوده که تمام شده است . حرف تازه این است که ما باید فضای همدلی و اتحاد آن دوره را بازیابی کنیم

رواج خرافه پرستی در جامعه

وی با اشاره به رواج خرافه پرستی در جامعه در سالهای اخیر افزود: در حال حاضر با نگاهی خرافی مواجهیم که برنامه ریزی را در کشور تعطیل کرده است. دعا کردن و… هرگز باعث نمی شده که ائمه ما برنامه ریزی نکنند. در یک نگاهی که جاده می کشد تا امام زمان(عج) راحت تر از جنوب ایران به تهران برسد برنامه ریزی به چه کار می آید

بیانیه انتقادی نسبت به اعدام های اخیر

میرحسین موسوی در ادامه دیدار با خانواده های شهدا و ایثارگران به سئوالات حاضران نیز پاسخ داد. موسوی در پاسخ به سئوالی درباره دلایل صدور بیانیه انتقادی نسبت به اعدام های اخیر تاکید کرد : همه ملت ما با ترور، آدم کشی و بمب گذاری مخالفند.همه ملت ما از جنایتهای تروریستی بیزارند

وی با تاکید بر اینکه ملت ایران در طول سالهای متمادی کم قربانی نداده است ادامه داد

مشکلی که ما امروز در کشور داریم این است که قوانین را در خدمت اغراض سیاسی کوتاه مدت قرار می دهیم که ارزش قضایی کار از بین می رود . چرا در آستانه خرداد این اعدامها انجام شد؟ چرا به مردم اطلاع داده نشد؟ چرا دادگاه ها علنی برگزار نشد؟ چرا وکلا از موضوع بی اطلاع بودند؟ موسوی اضافه کرد: اینها است که باعث می شود حکم های قضایی اصالت خود را از دست می دهند

نخست وزیر دوران دفاع در واکنش به سخنان اخیر دادستان تهران که نسبت به صدور بیانیه توسط وی موضع گیری کرده بود تاکید کرد : به نظر می آید که یا ایشان نسبت به اول انقلاب جاهل است یا تمام آن دستاوردهای اول انقلاب را زیر سئوال برده است

وی تاکید کرد: ما به جایی نمی رسیم مگر اینکه از ابتدا از حق دفاع کنیم حتی وقتی با دشمنانمان مواجه می شویم. مثال شب شهادت حضرت امیرالمومنین مثلی است که همه می دانند . ایشان پس از ضربه خوردن نگران ابن ملجم بود که شیر به او می رسد یا نه ، جایش مناسب است یا نه ؟ و اینکه مبادا به او صدمه بزنند

میرحسین موسوی ادامه داد : ما به این اسلام علاقه داریم . ملت ما هم این اسلام را می شناسد . آیا وضعیتی که در دادگاه های ماست چنین وضعیتی است؟ بدون شک نه. این دور شدن از اسلام است

بازداشت سر تیم محافظان – حاج احمد یزدانفر

موسوی در ادامه در پاسخ به این سئوال که شایعات برکناری سرتیم محافظان شما – حاج احمد یزدانفر – تا چه حد صحت دارد نیز گفت: اگر ماموریت کسی تمام می شود به او ابلاغ می کنند نه اینکه او را در وسط خیابان درحالی که به نمازمی رفته بگیرند و با خود به پادگان ببرند. آقای یزدانفر از سال ۶۰ درتیم حفاظت بوده اند . ایشان از برادرهای قدیمی بسیار خوب سپاه بودند و به وظایف خودشان عمل می کردند. برادر دو شهید هم هستند و بسیار مومن و معتقد و فداکارعمل می کردند

وی ادامه داد: در طول این سی سال موقعیت هایی پیش آمد که ایشان می توانستند به موقعیت های بالای مالی و پستی دست پیدا کنند اما نرفتند و قبول نکردند. ایشان بر سر چیزی که به آن اعتقاد داشت می ایستاد

موسوی تاکید کرد : اینها با دستگیری آقای یزدانفر خودشان را در معرض آسیب پذیری بزرگی قرار داده اند چرا که اگر اتفاقی برای من بیافتد خودشان در معرض سئوال قرارمی گیرند



-----------------------------------------------------
خبر و عکسها برداشته شده از سايت
http://www.tahavolesabz.net/item/2319





"...ادامه مطلب"

Wednesday, May 19, 2010

محافظ ارشد میر حسین موسوی بازداشت شد


حاج احمد یزدانفر سر تیم محافظان میر حسین موسوی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش کلمه، احمد یزدانفر با بیست و هفت سال سابقه، از زمان نخست وزیری میر حسین موسوی از محافظان وی بوده است.حاج احمد از پاسداران قدیمی سپاه جماران بود که سخنرانی های امام خمینی(ره) در جماران حضور داشت. وی از سال ۱۳۶۲ که اوج سالهای بمب گذاری و ترور بود به عنوان محافظ مهندس موسوی برگزیده شد.او تا کنون دهها بار مورد حملات تروریستی گروههای مسلح مخالف قرار گرفته است . تیم حفاظت موسوی از بدو تشکیل تا بحال بالاترین حملات وآمار شهدا را دارد در تعدادی از همین حملات حاج احمد هم مجروح شده است .

صالح نقره کار ،خواهر زاده زهرا رهنورد در روزهای قبل از انتخابات درباره او نوشته بود:چند وقت پیش خیلی خودمانی از او پرسیدم این وفاداری به مهندس از کجا نشأت می گیرد؟ با صلابت و اراده ای پولادین که از چهره اش نمایان بود پاسخ داد : مهندس از معدود کسانی است که حرفش با عملش یکی است و به خاطر صداقتی که در مهندس دیدم ۳۰ سال درکنار او مانده ام




---------------------------------------

خبر از سايت کلمه
http://www.kaleme.com/1389/02/28/klm-19699



"...ادامه مطلب"

Thursday, May 13, 2010

میرحسین موسوی: آیا همان حقی را که برای مادران آمریکایی قائل می‌شوند برای زنان و مادران و خواهران ایرانی هم قائل خواهند شد؟



میرحسین موسوی صبح امروز در دیدار با خانواده‌ جمعی از زندانیان سیاسی، با اشاره به خبر صدور ویزا برای مادران سه نفر آمریکایی بازداشت شده در زندان اوین گفت: "صدور ویزا و اجازه دیدار برای مادران این سه نفر کار بسیار خوبی است و این حق مادران است و ما هم با این کار موافق هستیم، اما مشکل این جا است که آیا این حق برای مادران ایرانی هم در نظر گرفته می‌شود؟"

به گزارش خبرنگار جرس، موسوی تبیین و بررسی دقیق چنین مساله‌ای را بسیار مهم دانست و افزود: "این مساله اگر خوب شکافته و بررسی شود، حتی می‌تواند به جایی برسد که علت عدم پیشرفت ما در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی را هم روشن کند. چرا که این موارد هم دنبال هم و مرتبط با یکدیگر هستند."

وی به نقش زنان و مادران در این زمینه اشاره کرد و گفت: "در یک سال گذشته نقش زنان و مادران در شکافتن و پرداختن به مسائل اساسی کشور بسیار بالا بوده است."

جنبش سبز در مسالمت‌آمیز بودن ثابت قدم است

وی در ادامه تاکید کرد: "حرکت ما حرکتی مسالمت‌آمیز است، دنبال خشونت نیست و با گذشت یک‌سال از پا گرفتن این جنبش، می‌توان قضاوت کرد که ثابت قدم بودن جنبش در عدم خشونت تا چه اندازه مهم است. این جنبش با ترور و کشتار از ابتدا مخالف بود؛ چرا که این جنبش، جنبشی عمیق و گسترده است."

موسوی همچنین با اشاره به اینکه این جنبش با کلام و منطق پیش می‌رود اعلام کرد: "ما نه اسلحه داریم و نه می‌خواهیم که داشته باشیم. تروریست‌ها را هم متعلق به هر گروه و قوم و قبیله‌ و فرهنگی باشند محکوم می‌کنیم. ما با کلام به میدان آمدیم. با شعار رای من کجاست. ما با منطق آمده‌ایم و هر چقدر روی منطق بایستیم وزنه را به سمت جنبش سنگین‌تر می‌کنیم. سرمایه‌ای که ما داریم ایستادگی روی همین مطالبات با تمام قدرت است."

مطالبات مردم با تجزیه و تحلیل تغییر کرد

میرحسین موسوی در ادامه به دلایل تغییر اهداف 22 خرداد اشاره کرد و گفت: " آن اهداف ناشی از مسئله‌ای بود که در آن زمان اتفاق افتاده بود و مردم برای پس گرفتن رای خود به صحنه آمدند. وقتی با آن‌ها برخورد شد و مردم مساله را شکافتند و بررسی کردند، مطالبات مردم، نه به حالت تصادفی و یا عصبانیت، بلکه به دلیل تجزیه و تحلیل‌هایی که در جامعه اتفاق افتاد، گسترش پیدا کرد."

وی ادامه داد: "مردم متوجه شدند که اشکالاتی در جامعه وجود دارد که یکی از این اشکالات، باعث شده تا به خیابان‌ها بیایند و یکی شوند. برای اجماع نسبی این جمع عظیم مردم، اجرای بدون تنازع قانون اساسی را مطرح کردیم که تعداد زیادی بتوانند با هم یکی شوند."

موسوی، با اظهار تاسف از اجرای ناقص و سلیقه‌ای قانون اساسی در این چند سال گفت: "مردم به قانون اساسی رای دادند که کامل اجرا شود، نه این که بخش‌هایی مثل آزادی رسانه‌ها و آزادی تجمع به کل نادیده گرفته شوند. نمی‌توان بخشی از قانون اساسی را دید و باقی را نادیده گرفت. این کار بی‌معنا کردن کل قانون اساسی است."

وی ادامه داد: "وقتی قانون اساسی در کشور اجرا می‌شود یک دولت نمی‌تواند در فاصله‌ کمی تمام مدیران یک کشور را کنار بگذارد و دوستان و آشنایان خودش را جایگزین کند. نمی‌شود یکه پرونده فساد مالی باز شود و در مجلس هم درباره‌اش صحبت کنند و رئیس قوه قضاییه هم موضع بگیرد و بعد از مدتی ببینیم که پرونده‌ به طور غیرعادی بسته شد و هیچ بحث و گفتگویی هم درباره‌اش صورت نمی‌گیرد."

عدالت قوه قضاییه زیر سوال رفته است

موسوی همچنین به اهمیت استقلال قوه قضاییه اشاره کرد و گفت: "آیا امروز قوه قضائیه در جهت استقلال حرکت می‌کند؟ آیا قوه قضائیه در ارتباط با متهمین اخیر در همین جهت حرکت می‌کند؟ آیا قوه قضائیه مسلط است بر نیروهای امنیتی یا نیروهای امنیتی بر قوه قضائیه؟ آیا احکامی که قضات می‌دهند مستقل است یا بر اساس ملاحظات؟ در این صورت چرا یک نفر به جرم شرکت در راهپیمایی به چندین سال حبس محکوم می‌شود، حال آنکه در آن راهپیمایی میلیون‌ها نفر شرکت کرده بودند؟ این‌ها همه عدالت قوه قضائیه را زیر سوال می‌برد."

هر نوع اصلاحی در کشور در گرو رسانه‌های آزاد است

وی با اظهار تاسف از نبود رسانه‌های آزاد در کشور، افزود: "هر نوع آزادی در کشور در گرو آزادی رسانه‌ها است؛ حتی اصلاح کوچکترین نهادها و حتی اخلاقیات جامعه."

موسوی در ادامه گفت: "چطور است که در کشوری اسلامی که داعیه انقلاب فرهنگی دارد و در آن از معنویت و نورانیت حرف می‌زنیم بالاترین آمار اعدام وجود دارد؟ مشکل از افراد نیست؛ مشکل این‌جا است که کشور را طوری اداره کرده‌ایم که به این آمار برسیم."

امروز در زندان شکنجه هست، اعتراف‌گیری هست


وی همچنین طرفداری از حق را جزو قوانین و نیز اعتقادات دینی ما دانست و عنوان کرد: "مجرم‌ترین افراد نیز دارای کرامت انسانی‌ هستند و باید در حد جرمی که مرتکب شده‌اند، مجازات شوند. نباید خانواده و حیثیت او مورد حمله قرار بگیرد چرا که در این صورت به حقوق او تجاوز می‌شود."
وی سپس خطاب به خانواده‌های زندانیان گفت: "این اتفاقی است که متاسفانه امروز در کشور ما رخ می‌دهد. الان برادران و عزیزان شما بی‌گناه در زندان‌ هستند. چرا که ادعاهایی نامعقول نداشته اند، اما بازداشت شدند. مساله در این جا خاتمه پیدا نمی‌کند. چرا که رفتار با آن‌ها حتی در چارچوب اتهامی که بر آن‌ها وارد می‌کنند هم نیست. شکنجه هست، اعتراف گیری هست و در بیرون هم تعرض به خانواده‌ها هست. این حق خانواده است که بدانند فرزندانشان، عزیزشان در کجا زندانی است و الان چه شرایطی دارد، اما این حق او مورد تعرض است."

موسوی با اظهار تاسف از این شرایط افزود: "این اتفاقات نشان می‌دهد که تا چه حد در جامعه متوسل به خشونت طلبی شده اند آن هم برای رسیدن به منافعی خاص."

قرار نبود که ما بر مردم حکومت کنیم

میرحسین موسوی با اشاره به عدم تدبیر در سیاست‌های دولت و اشاره به شرایط امروز که دشمنان خارجی زیادی داریم ، پرسید: "آیا مهمانی دادن به اعضای شورای امنیت با آن وضع خاص می‌تواند مشکلات ما را حال کند؟ آیا اگر حکومت با مردم آشتی کند دست بازتری در مسائل خارجی نخواهد داشت؟ با توجه به شرایط پر جنب و جوش منطقه آیا بهتر نیست که حکومت با مردم کنار بیاید و یک وفاق ملی شکل دهد؟ کدام یک بهتر است؟ بیشتر کردن فشارها و ساختن حجره‌های جدید در زندان اوین به رغم شعارهای اول انقلاب که حذف زندان اوین بود، یا کنار آمدن و کار کردن همراه مردم."

وی توصیه جنبش سبز به حاکمیت را کنار آمدن با مردم دانست و افزود: "ما انتظار داشتیم حکومت قبل از همه به فکر خانواده‌های زجر کشیده باشد و پی‌گیر جنایات انجام شده وگرنه در حالی که یکی را به اسرائیل نسبت دهند و یکی را به امریکا فقط مشکلات کشور را زیاد می‌کنند. قرار نبود که ما بر مردم حکومت کنیم. قرار بود مردم حکومت کنند. قرار بود جابه جایی ها به خواست مردم و به صورت مرتب در کشور اتفاق بیفتد. باید ترسید از موقعی که فکر شود راه حل در سرکوب ادامه فشارها و بستن فضا است


"...ادامه مطلب"

Monday, May 10, 2010

بیانیه میرحسین موسوی به مناسبت اعدام های اخیر : آیا این است آن عدل علوی که به دنبالش بودیم؟


صبح دیروز ،پنج زندانی در زندان اوین اعدام شدند. فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان، پنج نفری بودند که به دار آویخته شدند. بعضی از اعدام شدگان از جمله فرزاد کمانگر و وکیل مدافع آنها اتهام هایشان را رد کرده بودند.
به گزارش “کلمه” مهندس میرحسین موسوی در واکنش به این اعدام ها بیانیه ای صادر کرده است که می خوانید:

اعلام اعدام ناگهانی پنج نفر ازشهروندان کشور بدون آنکه توضیحات روشن کننده ای از اتهامات و روند دادرسی ومحاکمات به مردم داده شود شبیه روند ناعادلانه ای است که در طول ماه های اخیر منجر به صدور احکام شگفت آور برای عده زیادی از زنان ومردان خدمتگزار وشهروندان عزیز کشور ما شده است.وقتی قوه قضائیه از طرفداری مظلومان به سمت طرفداری از صاحبان قدرت ومکنت بلغزد مشکل است که بتوان جلوی داوری مردم را در مورد ظالمانه بودن احکام قضایی گرفت. چگونه است که امروز محاکم قضایی از آمران وعاملان جنایتهای کهریزک و کوی دانشگاه و کوی سبحان وروزهای۲۵ و۳۰ خرداد وعاشورای حسینی میگذرند وپرونده های فساد های بزرگ را باز نشده می بندند وبه صورت ناگهانی در آستانه ماه خرداد ، ماه آگاهی وحق جویی پنج نفر را با حواشی تردید بر انگیز به چوبه های دار می سپارند؟ آیا این است آن عدل علوی که به دنبالش بودیم؟


"...ادامه مطلب"

تاکید مجدد کروبی بر وقوع تجاوزات در زندانها: می خواهند ننگ کهریزک را با دروغ پاک کنند



مهدی کروبی در نامه ای به دادستان تهران خواستار توقف و رسیدگی به پروژه تخریب علیه خود شد. متن کامل این نامه بدین شرح است:

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام
مدتی بود که اخبار متواتری در باب تحت فشار قرار دادن آقای محمد داوری سردبیر سایت سحام نیوز که بیش از هشت ماه است در بازداشت به سر می برد، برای اعتراف گیری علیه اینجانب و پرونده تجاوزهای پس از انتخابات می شنیدم. تا اینکه چند روز پیش در خبرها به نقل از خانم مینا جعفری وکیل آقای داوری نیز خواندم که موکل شان را تحت فشار قرار داده اند تا علیه من اعتراف کند و ماجرای تجاوزهای پس از انتخابات در زندانها را دروغ بخواند و مستندات آن تجاوزها را تکذیب کند بلکه این ماجرا ختم به خیر شود و قبای اقایان که پیشتر هم گفته بودم لای در گیر کرده است، آزاد شود و نفسی راحت بکشند. ای عجب از کسانی که می خواهند آن لکه ناپاک را با دروغی پاک کنند؛ وچه خوش خیال که انگار با چنین ترفندها و اعتراف گیری هایی می توان عقل از مردم برد و آفتاب حقیقت را زیر خاک کرد

جناب آقای دادستان!

اعتراف گیری و تواب سازی چه سودی دارد؟ برای اطلاع شما و دیگران اعلام می کنم که مسئولیت تمام اسناد و مدارک و فیلم هایی که من از تجاوزها و شکنجه ها ارائه کرده ام تنها با خودم است و نه آقای داوری و نه هیچ کس دیگری دخیل در این ماجرا نبوده است که اکنون ضرورتی برای اعتراف گیری از انها وجود داشته باشد؛ و بدین ترتیب اعتراف گیران زحمت خود می برند و بر خستگی خود می افزایند. آیا این همه سیاهکاری که رخ داد کافی نبود که اکنون ماشین ترور شخصیت، همچنان به کار خود ادامه می دهد و به دنبال قربانی کردن افرادی دیگر است، آن هم فردی که تنها یک فیلمبردار بوده است، آن هم در شرایطی که من خود مسئولیت تمام آن مستندات را بر عهده می گیرم. نمی دانم که شما درباره ماجرای تجاوزها از آغاز تا به امروز و مستنداتی که من ارائه کرده ام تا چه حد در اطلاعید. مقام شما ایجاب می کند که از عمق ماجرا با خبر باشید. اما باز هم صرفا برای اطلاع جنابعالی و ثبت در تاریخ بازگو می کنم که: بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری و شروع دستگیری ها خبرهایی شنیدم از اشخاص معتبر و شناخته شده درباره شکنجه های هولناک و وحشت آمیز در بازداشتگاه ها که بعضا منجر به قتل نیز شده و جنازه های آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشده بود. همچنین خبرهایی می شنیدم از تجاوز به برخی بازداشت شدگان که تا چندین شب خواب را از چشمان من ربوده و آرامش را از من برده بود اینچنین بود که نامه ای نوشتم خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و اظهار امیدواری کردم که اگر چنین اعمالی توسط برخی نیروهای خطاکار صورت گرفته است مسببین آن مجازات شوند و درصورت کذب بودن، همگی در دفاع از نظام و تکذیب چنین شایعاتی برآییم. از این نامه دونسخه وجود داشت، یکی نزد من و یکی نزد آقای هاشمی. ابتدا تصور می کردم که ایشان با من تماس می گیرند و جویای حقیقت مطلب می شوند اما ده روز گذشت و هیچ گونه تماس و اقدامی صورت نگرفت. در چنین موقعیتی من نیز راهی ندیدم جز انتشار آن نامه. البته بعد از انتشار نامه متوجه شدم که آقای هاشمی رونوشت نامه را پیشتر برای ریاست وقت قوه قضا ارسال کرده اند. پس از این نیز به جای پیگیری ماجرا، آنچه ما دیدیم ائمه جمعه ای بودند که به صورتی سازماندهی شده همگی به میدان آمدند و حملات آغاز کردند احتمالا از آن روی که جای خالی پیگیری قضایی پر شود! حال که می نگرم رجاء واثق دارم که تمام آن هجمه ها برای آن بود که مجرمین مجازات نشوند و تزلزلی ایجاد نشود در اراده مامورانی که وظیفه شان کشتار و سرکوب مردم تعریف شده بود. می خواستند با رعب و وحشت سرپوشی بگذارند بر فاجعه ای که رخ داده بود. اگر من در نامه اول خود صرفا احتمال تجاوزها را مطرح کرده بودم، اینک اما به صورت عقلی و منطقی اطمینان یافتم که این اعمال پلید صورت گرفته است. تشت رسوایی اما از بام افتاد آنگاهی که هویدا شد چندین نفر در کهریزک زیر شکنجه به شهادت رسیده اند. به یاد دارید که ابتدا می خواستند با پوشش منژیت روی این جنایت را بپوشانند اما خداوند نخواست و آنها نتوانستند. هجمه ها اما مرا مصمم تر کرد بر پیگیری جدیتر ماجرا. پای سخن قربانیان نشستم تا عمق جنایت را دریابم؛ که البته عده ای از مراجعان و شاهدان به دلیل همان فضای ارعاب بریدند و از ظلمی که بر آنها رفته بود به حکم مصلحت شان گذشتند و راه سکوت را برگزیدند بلکه آسیب بیشتری نبینند. اما افرادی هم مراجعه می کردند و بر سخنان خود می ایستادند که من در همان زمان از آقای داوری سردبیر سایت سحام نیوز که فردی جانباز و معلم و دلسوز نیز بود خواستم تا از گفته های شان و شرحی که از مظالم رفته بر خود می دهند – در مقام یک فیلم بردار- فیلمبرداری کند تا اگر زمانی مراجعین توسط نیروهای امنیتی مرعوب شدند اسناد ما موجود باشند. بعدا به صائب بودن تصمیم خود پی بردم وقتیکه پیش بینی ام متاسفانه درست از آب درآمد و برخی از قربانیان و شاهدان، از ترس جان خود از کشور گریختند. آری، نقش آقای داوری در آن اسناد و تهیه سی دی ها صرفا در مقام فیلمبردار بود و معرفی شاهدانی که برای شرح مظالم رفته بر خود به حزب اعتماد ملی مراجعه می کردند. پس اعتراف گیری از ایشان چه سودی دارد و چه واقعیتی را تغییر می دهد؟

آقای جعفری دولت آبادی!

آنچه اما بر سر آن اسناد رفت و توجهی که به آنها شد خود حدیث مفصلی است که شما باید از آن باخبر باشید. ابتدا آیت الله دری نجف آبادی دادستان وقت کل کشور توسط آیت الله شاهرودی به عنوان مسئول پیگیری این ماجرا و بررسی اسناد ما تعیین شد. اگرچه رفتار ایشان در این سمت بسیار معقولانه و منطقی بود اما با با باز شدن پای دادستان وقت تهران به این ماجرا اوضاع به کلی متحول شد و حقیقت یابی جای خود را به ارعاب و لاپوشانی داد. چندی بعد، در جلسه ای با حضور هیات سه نفره منصوب آیت الله لاریجانی، من بخشی از سی دی ها و اسناد خود از شکنجه ها و تجاوزها را ارائه دادم. منتظر بررسی اسناد بودم که به یکباره اما با هجوم نیروهای امنیتی به دفتر شخصی و دفتر حزبی خود مواجه شدم و تمام اسناد و مدارک حزبی و وسایل و مدارک شخصی ام را توقیف و ساختمان را نیز پلمپ کردند. طرفه آنکه اگرچه مدت قرارداد اجاره آن ساختمانها پس از گذشت هشت ماه تمام شده اما همچنان مقامات قضایی از تحویل آن ساختمانها به مالکین شان پرهیز می کنند. حال آنکه چنین رویه ای از سوی قوه قضائیه را مطابق هیچ قانون وشرع و عرفی نمی توان توضیح داد. الله اعلم بالذات الامور.

جناب آقای دادستان!

با پلمپ دفتر شخصی من، سردبیر سایت سحام نیوز جناب آقای محمد داوری را نیز با خود بردند و بنا به اخبار رسیده و مطابق قول وکیل آقای داوری، اکنون ایشان زیر فشار برای مصاحبه و اعتراف گیری علیه اینجانب و اظهار ندامت است. اما سوال من این است که چطور در زمان شاه خائن وقتی ساواک افرادی را زیر فشار و شکنجه مجبور به تمجید از شاه و اظهار ندامت می کرد این حاکمیت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار می گرفت اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ایم و توقع داریم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه یک زندانی زیر فشار را قبول کنند و اعتراف گیران را مورد تمسخر قرار ندهند؟ زندانیان را برای تمرین اعترافات از چند روز پیش از موعد به محل مقرر می برند و از آنها می خواهند که اعترافات خود در برابر مردم را تمرین کنند مباد که به هنگام نمایش عمومی، خللی در اجرای آن نمایش پیش آید و آنگاه آنچنان از اعترافات سخن می گویند که انگار خودشان نمی دانند این اعترافات در چه فرایندی تولید شده اند. افراد را وادار می کنند تا بگویند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته گویی با اعتراف آنها واقعیت تغییر می کند. زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بیاید. ماجرای این اعترافات شبیه داستان و مثلی طنزآمیز است: می گویند که پیرزنی از فرزند خود به هنگام سفر از روستا به شهر خواست برای او کفنی حلال به سوغات بیاورد و فرزند که در راه بازگشت پولی برایش نمانده و فرمان مادر را اجابت نکرده بود شیخی را در بیابان دید و از او خواست که عمامه خود را بدو ببخشد بلکه کفن مادرش باشد؛ آن روحانی از آن رو که درخواست آن پسر را نمی پذیرفت با ضربات چوب و چماق وی مواجه شد که عمامه را طلب می کرد؛ شیخ که اوضاع را چنین دید، عمامه خود را بخشید اما این نیز گویی تکافو نمی کرد چرا که مادر، کفن حلال طلب کرده بود و بنابراین پسر از شیخ خواست که علاوه بر بخشیدن عمامه خود با صدای بلند نیز بگوید حلال است و آن شیخ مال باخته فریاد برآورد: حلال است، حلال است. آن پسر آن عمامه را به هدیت و از بابت پارچه کفن برای مادر خود آورد و ضمن شرح ماجرا برای مادر توضیح داد که این پارچه را چگونه با زور از آن شیخ ستانده و از او حلالیت نیز گرفته است.

وقتی فکر می کنم می بینم که ماجرای اعترافات و تواب سازی های اخیر نیز به مانند همین داستان است و به واقع مثلی از این رساتر در توصیف ماجرای اعترافات اخیر به ذهن نمی آورم؛ از خود می پرسم این چه اراده ای است که قصد بردن آبرو از روحانیت دارد و می خواهد خطی سیاه بکشد بر پرونده هزار ساله آنها و رنج فراوان شان برای حفظ معارف اسلامی و بسط فقه محمدی؛ نمی دانم این چه اراده ای است که می خواهد با چنین اعمالی و برای دو روز حکومت دنیا، آبروی حکومت دینی و ولایت فقیه در این کشور را که امام بنیانگذار آن بود ، بر باد دهد.

جناب آقای جعفری!

از شما می خواهم که در مقام دادستان تهران یک بار برای همیشه پروژه اعتراف گیری و تواب سازی را پایان بخشید و بررسی آن اسناد تجاوزها که در اختیار مقامات قضایی قرار گرفته است را در دستور کار خود قرار دهید و مشخص فرمایید که چرا ماجرای سعیده پورآقایی که هیچ ربطی به اسناد ارائه شده توسط من نداشت آنقدر مورد اشاره دادستان کل کشور و صدا وسیما قرار گرفت اما آن اسنادی که ما داده بودیم در بایگانی ماند و به یکی از میان انها نیز رسیدگی نشد و کسی سراغی از مجرمان نگرفت؟ بگذریم از اینکه مشخص نیست این خانم پورآقایی نیز اکنون در چه شرایطی و در کجا به سر می برد! آری، اسنادی که ما ارائه کرده بودیم همگی در بایگانی ماندند و اکنون من از باب نمونه از شما درباره آن خواهر نجیب و محترمی می پرسم که درون اتومبیل ون حوادث تلخی بر او رفته بود و یک نسخه از سی دی اسناد ان مظالم را نیز به هیات سه نفره منصوب رئیس قوه قضائیه ارائه کرده بودم و نسخه دیگر آن هم توسط وزارت اطلاعات پس از یورش به دفتر اینجانب، توقیف شد. آیا می دانید که او پس از احضار توسط وزارت اطلاعات چه سرنوشتی پیدا کرده است؟ من از شما به عنوان دادستان تهران می خواهم به حکم وظیفه تان پیگیری کنید و آگاه شوید از رفتارهایی که با ایشان شده است و اقرارهایی که از ایشان خواسته اند بلکه پیش از نمایش احتمالی آن اعترافات، از پشت پرده نیز باخبر باشید. آیا قبول ندارید که پیگیری چنین پرونده هایی بسی مهم تر و ضروری تر است تا اعتراف گیری و تواب سازی؟

آقای دادستان!

چرخ تواب سازی را متوقف کنید. از شما می خواهم نه تنها اعتراف گیری از آقای داوری را پایان دهید بلکه حقوق معوقه و پرداخت نشده ایشان در کسوت معلمی را نیز پرداخت کرده و زمینه آزادی ایشان و بازگشت شان به کار را هم فراهم آورید و از اتهاماتی که هیچ ارتباطی با ایشان ندارد تبرئه شان کنید.

والسلام

مهدی کروبی

نوزدهم اردیبهشتماه ۱۳۸۹

-------------------------------------------------------------
لينک خبر در سهام نيوز



"...ادامه مطلب"

Thursday, April 29, 2010

میرحسین موسوی: راه حل مشکلات کارگران و معلمان، آزادی است



video

مهندس میرحسین موسوی به مناسبت ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر و ۱۲ اردیبهشت روز معلم پیام ویدئویی منتشر کرد.

به گزارش کلمه، متن این پیام به شرح زیر است:

با سلام به همه کارگران و معلمان کشور

من روز معلم و روزکارگر را به شما عزیزان تبریک می گویم .در آستانه این دو روز بسیار مهم هستیم. فعالیت ها و جهت گیری های قشر کارگر و قشر معلم جزو مهمترین مولفه های اقتدار ملی ما هست. آنها تولید کنندگان ثروت و تولیدکنندگان علم و فضیلت و اخلاق در کشور هستند و بدون فعالیت آنها امکان نیل به ارزشهای بنیادی در یک نظام نیست و بعد از به وجود آمدن دولت ملتها نقش این قشر اهمیت فراوانی در همه کشورها پیدا کرده و برای همین توجه به سرنوشت ، جهت گیری ، مشکلات و مسائل آنها بسیار مهم است و برای همین همه کشورها سعی می کنند به سرنوشت این دو قشر اهمیت ویژه ای دهند .

روز کارگر که در سراسر دنیا و کشور ما برگزار می شود نشانه توجه به نیروی کار است. از اول انقلاب هم رسم بر این شد که اهمیت داده شود و همینطور روز معلم که ارزشش از روز کارگر کمتر نیست و بنده می خواهم دراین پیام مختصر خطاب به شما مسائل مشترکی را که برای این سرنوشت این دوقشر و برای همه مردم ما مهم است خدمتتان عرض کنم.

حقیقت این است که ما در شرایطی قرار داریم که کشور دارای بحران و مشکلات افتصادی ، سیاسی و اجتماعی وسیعی است و تک تک این بحران ها در سرنوشت و گذران زندگی این دوقشر منعکس شده و اثرات زیادی دارد.

ما وضعیت اقتصادی کشور را می بینیم. تورم ، پایین آمدن نرخ سرمایه گذاری ها، فساد، رواج دروغ و سو مدیریت ، حقوق معوقه کارگران و بیکاری روزافزون آنها، تعطیلی روزافزون کارخانه ها یا با ظرفیت پایین کار کردن کارخانه ها در حالی که بازارهای ملی ما پر از کالاهای خارجی شده و در حقیقت ما تمام بازار داخلی خودمان را به بیگانه واگذار کردیم و همه می دانیم که این مساله تا چه اندازه در سرنوشت ملت ما، استقلال و آزادی ما و همچنین در سرنوشت کارگران ما اثر می گذارد.

از سوی دیگر محدود کردن رسانه ها را داریم. محدود کردن دهان ها و بستن دهان ها را داریم. پر کردن زندانها را داریم و محدود کردن تشکل های صنفی و سیاسی را داریم که آن هم در سرنوشت کارگران ومعلمان ما اثر می گذارد. به همین علت روشن است که امسال کارگران و معلمان پی ببرند ( گرچه می دانم می دانند) مسائل و مشکلاتی که در زندگی روزمره لمس و درک می کنند با مسائل عمده کشور در ارتباط است و این ارتباط گسترده و سنگین است.

خواست یک کارگر و یک معلم اگر با زبان حال گفته شود ، خواست طبیعی این دوقشر خواست های بسیار اساسی و بنیادی برای کل کشور است. آنها می خواهند کشور توسعه پیدا کند. عدم توسعه کشور دودش به چشم همه ملت می رود. از آن جمله به چشم کارگران چه در بخش صنعتی و چه خدماتی و روستایی یا هر جای دیگر و همینطور معلمان ما.

آنها آزادی می خواهند چرا که آزادی باعث می شود تشکلهای صنفی و سیاسی خودشان را تشکیل دهند و فعالیت سیاسی کنند و راهی برای گشایش امور خود و ملت پیدا کنند. آنها دنبال عدالت هستند. چه عدالت در سطح معیشتی و اقتصادی و چه در سطح توزیع منزلت های اجتماعی. باعث می شود آنها بهتر بتوانند خدمت کنند و ثروت ایجاد کنند و بهتر می توانند از اقتصاد کشور با فعالیت خود در صنعت و بازار و از استقلال کشور دفاع کنند و همچنین در توزیع منزلت آنها موقعیتی پیدا می کنند که از ایده های مترقی و پیشروانه در سطح کشور دفاع کنند.

اول انقلاب با این ایده شروع شد. یادمان باشد که در مجلس اول اکثر نمایندگان معلم بودند. شهید رجایی و شهید باهنر و شهید مطهری معلم بودند. شریعتی را معلم می دانستیم و معلم هم هست. معلمی به گونه ای بود که باعث می شد فرد مورد اعتماد ملت قرار گیرد. اضافه کنم که اگر این منزلت از نظر سیاسی تنزل پیدا کرده از نظر ملت تنزل پیدا نکرده است. وقتی ما به گروه های مرجع رجوع کنیم می بینیم که معلمان و کارگران هنوز در رده های بالای گروه های مرجع قرار می گیرند و هنوز مورد اعتماد ملت هستند ولی در کشور اتفاقی افتاده که این منزلت آنچنان که اول انقلاب بود نیست. این منزلتی که اول انقلاب بود اجازه می داد که معلمان فضای نورانی و عمیقی را در کشور ایجاد کرده و یک نسل سرافراز را تربیت کنند و خود و کارگران در جبهه ها فراوان بودند. برعکس هم اکنون می بینیم برخی از معلمان و کارگران در زندان هستند و در آستانه این دوروز خیلی تلخ است که می‌خواهیم در این مورد صحبت کنیم.

طبیعی است که اگر دقت کنیم در مورد آزادی، عدالت، توسعه و یا پیشرفت کشور همه به شدت مخالف فساد هستند. آنها می دانند که وقتی بحث درآمدهای عظیم نفتی می شود و صدها میلیارد که قرار بود سر سفره مردم آورده شود آورده نمی شود و در عوض خبرهایی مبنی بر فساد ، ناپختگی و نارسایی در امور اقتصادی کشور می شنوند و می دانند که این به ضرر آنها و منافع آنهاست و به ضرر منافع ملی و به ضرر امنیت ملی و آتیه کشور است. به طور طبیعی و به صورت آگاهانه و به صورت زبان حال به نفع معلمان و کارگران هست که سیاسیت های خارجی متعادلی داشته باشیم. آنقدر ماجراآفرینی نکنیم. اینقدر بی برنامه پیش نرویم. اینقدر با بالا و پایین رفتن منافع ملی خود را به خطر نیاندازیم.

بلافاصله این اقدامات خلاف تدبیر، تاثیر خود را روی سفره مردم نشون میدهد. عظمت یک کشور در دلبستگی و دلگرمی مردم نسبت به آینده خودشان است. نگاه و امیدواری که نسبت به آینده دارند. صرفا با اسلحه و نیروی نظامی امنیت یک کشور را نمی شود خفظ کرد. ما در زمان دفاع مقدس نه ارتش داشتیم و نه سپاه. اینها به مرور به وجود آمدند. ارتش که در واقع اول انقلاب از بین رفت و دوباره شکل داده شد. خود سپاه و بسیج هم بعدا شکل گرفت. آن چیزی که باعث مقاومت ما در آن جنگ هشت ساله شد که یک سانتیمتر کشور خود را تسلیم دشمن نکردیم یقینا به دلیل اسلحه های زیاد ما نبود. دشمن ما اسلحه بیشتری داشت و بیشتر هم کمک در اختیار داشت و تمام خدمات ابزاری دنیا در اختیارش بود ولی ملت ما از جمله این قشر کارگر و معلم توانست مقاومت کند. این به دلیل دلگرمی مردم نسبت به آتیه نظام بود. ولی وقتی این اعتماد خدشه دار شود و وقتی بحث فساد پیش بیاید که پیگیری هم نشود و در مجلس هم برده شود و هیچ خبری هم نشود و ناگهان بحث آن فروکش کند و همچنین از اینجا و اونجا این مسائل شایع بشود طبیعی است که این باور و این دلگرمی را نسبت به نظام از دست بدهیم.

شما عزیزان و شما کارگران ومعلمان بدانید که مسائل شما مسائل همه ملت ماست و جدا نیست. شما اگر شوراهای مستقل صنفی دارید و هر حرکتی که می کنید با محدودیت و دستگیری ها روبرو می شوید و در فعالیت خود دچار مشکل هستید و سر کلاس که می روید با خوف و رجا می روید چون نمی دانید که آیا می توانید حرف حق را بزنید . در برابر دانشجویان و دانش آموزان از حق دفاع کنید. با سینه برآمده و سری افراشته از حق دفاع کنید و از سفیدی سفید و سیاهی سیاه شهادت دهید و کوتاه نیایید و وقتی در این زمینه دچار تزلزل و کوتاهی می شوید طبیعی است که این مساله مساله ملی است و مساله همه ماست.

جنبش سبز راهی که در این زمینه در پیش می گیرد بر این اساس است و آن هم اینکه مسائل ما در گرو بسته ای از فعالیت ها است که مشکل حل شود. اینطوری نیست که مثلا یکبار این موضوع را با وعده و وعید حل کنیم و یک موقع با اقتصاد صدقه ای، بالا و پائین آوردن حقوق و یا مثلا موقع انتخابات که می شود فعالیتی کنیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم. اینها مشکلات هیچ کس نه کارگران نه کارفرمایان و نه کارآفرینان مارا حل نمی کند.

بنده اعتقاد دارم تنها راه، بازگشت به قانون اساسی است برگشتی که برای تحقق بدون تنازل از قانون اسای راهی پیش پای ما نیست. این کم هزینه ترین راه است. راهی است که می توانیم مشکلات خودمان را در سطح ملی حل کنیم. مشکلات بازارهای مسلمانی خودمان را حل کنیم که اینقدر از اجناس بنجل خارجی پر نشود. می توانیم از صنعت ملی خودمون دفاع کنیم. برای اینکه در مقابل هجوم بازاهارهای خارجی مدفون نشویم. می توانیم از حقوق کارگران دفاع کنیم تا حقوق معوقه کارمندان روی هم تلمبار نشود. بدون انتخابات آزاد ،غیر گزینشی، رقابتی و بدون آزادی زندانی ها و تشکل ها و رسانه ها جلوی رویمان راه دیگری وجود ندارد. و رفتن به سمت قانون اساسی به نفع همه ملت است. و به نفع همه کسانی که دل در گرو ملت خود دارند و عظمت ملت خود را می خواهند. این میثاق ملی ما است و عهدی که مردم و حکومت با هم بستند و هر نوع برگشت از این میثاق یک نوع خیانت در اعتماد مردم است. ما از مردم امضا گرفتیم و امضا دادیم که این قانون را بدون اجتهاد اجرا کنیم. اگر قسمت هایی از آن را ناکارآمد می دانیم باید آنرا اصلاح کنیم. قانون اساسی که وحی منزل نیست. ولی باید باز هم از راه قانون اساسی اقدام کنیم و حقوق مردم که فراموش شده ترین قسمت قانون اساسی است را باید رعایت کنیم که مشکلات یکی یکی حل شود و در آن موقعیت جایگاه معلمان و کارگران ما آنچنان که شایسته است در نظام حکومتی ما و جامعه ما انشالله احیا خواهد شد.

موفق باشید و این دوروز هم برشما و هم بر همه ملت ایران مبارک باشد


"...ادامه مطلب"

متن کامل مصاحبه اشپیگل با مهدی کروبی: مردم نترسید! به خیابان بروید / احمدی‌نژاد برای ما يک مصيبت است



این گفتگویی است که مجله اشپیگل در گزارش شماره ۲۶ آوریل زیر عنوان «جمهوری وحشت» به آن اشاره کرده بود و روز ۲۸ آوریل در سایت این مجله، اشپیگل آنلاین، منتشر شد. ترجمه متن کامل این گفتگو در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد. اشپیگل آنلاین در مقدمه می‌نویسد: «رژیم ایران وی را زیر نظر دارد لیکن مهدی کروبی، این روحانی اصلاحات، هراسی به دل راه نمی‌دهد. رهبر برجسته اپوزیسیون در گفتگو با اشپیگل آنلاین درباره شکنجه و تجاوز در زندان‌ها و هم چنین اعتراضات جدید به مناسبت سالگرد تقلب در نتیجه انتخابات سخن می‌گوید.»

اشپیگل: آقای کروبی، در برابر خانه شما دو نگهبان ایستاده‌اند. آیا رژیم شما را در خانه حبس کرده است؟
کروبی:
من اینطور نمی‌گویم چرا که اجازه دارم از خانه بیرون بروم. ولی آنها حزب من «اعتماد ملی» را ممنوع کرده و دفترم را بستند و روزنامه‌ای را نیز که به همین نام منتشر می‌کردم، توقیف کردند. پلیس مرتب دور و بر من می‌پلکد. هر کس می‌خواهد مرا ملاقات کند، از نماینده مجلس و روشنفکران تا دوستانم، همه مشخصات‌شان ثبت شده و بازجویی می‌شوند و باید حساب کارشان را بکنند.

اشپیگل: آیا فعالیت‌های شما از سوی وزارت اطلاعات کنترل می‌شود؟
کروبی:
در زبان فارسی یک مثال زیبا هست: دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد. بنابراین دیوار هم می‌شنود. بعلاوه، رژیم چهارده به اصطلاح محافظ برای من گذاشته و گفته به این دلیل است که اینها مرا «در برابر تروریست‌ها محافظت کنند». ولی وظیفه اصلی این افراد این است که اطلاعات جمع کنند. وقتی مدتی پیش به من حمله شد، این محافظان هیچ کار برای حفظ من نکردند. توصیه می‌کنم اگر روزی من کشته شدم، اول از همه این را بررسی کنید که مبادا قاتل از همین محافظان دور و بر من باشد!

اشپیگل: با وجود فشارهای شدید در چند ماه گذشته، شما هنوز شوخ طبعی خودتان را حفظ کرده‌اید.
کروبی:
آیا باید بگذارم مخالفانم مرا فرسوده کنند؟ نه! من در دوران شاه زندانی بودم. با امام خمینی برای این انقلاب مبارزه کردم. این حکومت فرزند من است و تا زمانی که زنده هستم نمی گذارم از من بگیرند.جوانترین پسرم را خیلی اذیت کردند بله، روی مردم خیلی فشار هست و می‌ترسند. مردم می‌دانند نیروهای انتظامی و شبه نظامی به ادای کدام تکلیف بر ضد آنان موظف شده‌اند. مردم می‌دانند اگر مخالفت کنند چه بلایی بر سرشان خواهد آمد: شغل و مقام‌شان را از دست می‌دهند، آینده‌شان از دست می‌رود. ضرب و شتم و دستگیری و بازجویی و چیزهایی بدتر در انتظارشان است. به همین دلیل است که این قدر همه چیز آرام شده است.

اشپیگل: بسیاری از افراد به دلیل هراسی که دارند، نمی‌توانند فشار رژیم را مانند شما تحمل کنند.
کروبی:بله، روی مردم خيلی فشار هست و می‌ترسند. مردم می‌دانند نيروهای انتظامی و شبه نظامی به ادای کدام تکليف بر ضد آنان موظف شده‌اند. مردم می‌دانند اگر مخالفت کنند چه بلايی بر سرشان خواهد آمد: شغل و مقام‌شان را از دست می‌دهند، آينده‌شان از دست می‌رود. ضرب و شتم و دستگيری و بازجويی و چيزهايی بدتر در انتظارشان است. به همين دليل است که اين قدر همه چيز آرام شده است.

اشپیگل: آیا بر سر این حرفتان که مخالفان زندانی تا حد مرگ شکنجه شدند، می‌مانید؟
کروبی:
البته من خودم شاهد این اعمال نبودم اما به منابعی که این اطلاعات را به من رسانده‌اند، اعتماد دارم. من از چهار مورد مرگ خبر دارم که بر اثر شکنجه بوده است.

اشپیگل: رژیم که اینقدر ادعای فضیلت می‌کند بیش از همه از این ادعای شما خشمگین شده که گفتید زندانیان مورد تجاوز قرار گرفتند.
کروبی:
من پنج مورد را می‌دانم: سه زن و دو مرد که به آنها تجاوز شده است. هر تهدیدی هم بکنند من روی حرف خودم می‌مانم. به همین خاطر در نماز جمعه به سوی من حمله کردند. ولی آیا باید به این دلیل از چیزی که می‌دانم، برگردم؟

اشپیگل: رویدادهای درون زندان‌ها آدم را با وحشت به یاد دوران بد محمدرضا شاه پهلوی می‌اندازد.
کروبی:
دو تفاوت بین این دو دوران وجود دارد: یکی اینکه در دوران شاه «کارشناسان» روی قاعده شکنجه می‌کردند. امروز اما اینطور نیست و این موارد شامل خلاف‌ها و رفتار بیمارگونه افرادی می‌شود که خارج از دستور رؤسای خود عمل کرده‌اند. دیگر اینکه، در دوران شاه، بر خلاف امروز، دست کم می‌شد آشکارا برای قربانیان به سوگواری نشست. این کار روح مردم را تسکین می‌بخشید.

اشپیگل: آیا می‌ترسید از اینکه خودتان نیز قربانی این شکنجه‌گران شوید؟
کروبی:
خیر، برای اینکه ما نظام شکنجه‌گران نداریم. تازه، من شاگرد امام خمینی هستم که سه چیز شعارش بود: استقامت، شرافت و مبارزه.

اشپیگل: بسیاری از همکاران شما را مدتهاست دستگیر کرده‌اند. آیا منتظر موقع مناسب برای دستگیری شما نیستند؟
کروبی:
اینقدر آدم دستگیر کرده‌اند که من نمی‌توانم تعدادشان را بگویم. فکر می‌کنم پنجاه تن از همکاران مرا برده‌اند که مهمترین آنها مدیر وبلاگ من بود. جوانترین پسرم را که سی و هفت سال دارد به شدت اذیت کردند.تحریم به مردم فشار می‌آورد ما هنوز با هم تماس تنگاتنگ داریم، به همدیگر می‌نویسیم و تلفن می‌زنیم. برای گفتگوی‌های مهم همدیگر را دست کم یک بار در ماه ملاقات می‌کنیم. مشاوران ما یکدیگر را ملاقات می‌کنند. موسوی و من برای یک هدف مشترک فعالیت می‌کنیم: ما یک نظام دیگر نمی‌خواهیم چرا که قانون اساسی ما آزادی عقیده و دمکراسی راتضمین می‌کند. ما می‌خواهیم که این حقوق تحقق پیدا کند.

اشپیگل: آیا حسین موسوی، نخست‌وزیر پیشین که مانند شما در برابر محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۲ ژوئن سال گذشته شرکت کرد و خیلی‌ها بر این باورند که وی پیروز واقعی انتخابات بوده است، جانب شما را دارد؟

کروبی:ما هنوز با هم تماس تنگاتنگ داريم، به همديگر می‌نويسيم و تلفن می‌زنيم. برای گفتگوی‌های مهم همديگر را دست کم يک بار در ماه ملاقات می‌کنيم. مشاوران ما يکديگر را ملاقات می‌کنند. موسوی و من برای يک هدف مشترک فعاليت می‌کنيم: ما يک نظام ديگر نمی‌خواهيم چرا که قانون اساسی ما آزادی عقيده و دمکراسی راتضمين می‌کند. ما می‌خواهيم که اين حقوق تحقق پيدا کند.

اشپیگل: از جنبش اصلاحات اما هیچ خبری نیست.
کروبی:
خیابان‌ها آرام شده است. ولی اشتباه نکنید. تفکر اصلاح هر روز بیش از روز پیش گسترش پیدا می‌کند. مردم فقط منتظر یک جرقه‌اند.

اشپیگل: و شما این جرقه را خواهید زد؟
کروبی:
ما به مناسبت سالگرد فراخوان بزرگمان در روز ۱۵ ژوئن (۲۵ خرداد) که طی آن تقریبا سه میلیون نفر علیه تقلب در نتیجه انتخابات تظاهرات کردند، یک فراخوان جدید برای یک گردهمایی مسالمت‌آمیز می‌دهیم و برای کسب مجوز اقدام کرده‌ایم.

اشپیگل: رژیم از ترس یک تظاهرات قدرت‌نمایانه از سوی جنبش شما، برگزاری تظاهرات را ممنوع اعلام کرده است و مطمئنا این ممنوعیت را در آن روز هم لغو نخواهد کرد.
کروبی:
مهم این است که ما مردم را به ادامه تظاهرات بدون خشونت ولی با تمام قوا تشویق کنیم.

اشپیگل: پس خونریزی تازه‌ای برنامه‌ریزی شده است.
کروبی:
این دولت تا می‌تواند به نارضایتی مردم دامن می‌زند. به همین دلیل مردم در تاریخ اعلام شده با وجود همه نگرانی‌ها، بر ضد سیاست خارجی تهاجمی و سیاست اقتصادی فلاکت‌بار اعتراض خواهند کرد. من از اینکه باز هم قربانی خواهیم داد متأسفم. شما نمی‌توانید تصور کنید که من تا چه اندازه از این بابت متأثرم. ولی آخر چه کار کنیم؟ تسلیم شویم؟ نه! اگر ما از مردم بخواهیم که در خانه بمانند، در این صورت به شدت مأیوس خواهند شد. مردم می‌خواهند که ما به آنها دل و جرأت بدهیم و بگوییم: نترسید! به خیابان بروید!

اشپیگل: مگر نفوذ شما و موسوی در جنبش چقدر است؟
کروبی:
آنچه اتفاق افتاد، پیامد نارضایتی‌های انباشته شده بود. تظاهرکنندگان به فراخوان ما برای آزادی پاسخ می‌دهند و آنچه را مطالبه می‌کنند که حق‌شان است.احمدی‌نژاد برای مردم ما یک مصیبت است افراد کمی هستند که تا این حد جلو می‌روند. اکثریت بزرگی می‌گوید که ما یک بار انقلاب کردیم و همان برایمان بس است. ما نمی‌خواهیم یک راه کاملا جدید برویم بلکه می‌خواهیم همان را که هست اصلاح کنیم.

اشپیگل: ولی علاوه بر این، مطالبات دیگری نیز مطرح می‌شوند، مثلا نظام باید برانداخته شود و یا آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر انقلاب باید استعفا دهد.

کروبی:افراد کمی هستند که تا اين حد جلو می‌روند. اکثريت بزرگی می‌گويد که ما يک بار انقلاب کرديم و همان برايمان بس است. ما نمی‌خواهيم يک راه کاملا جديد برويم بلکه می‌خواهيم همان را که هست اصلاح کنيم.

اشپیگل: ظاهرا شورای امنیت سازمان ملل به زودی قطعنامه جدیدی را با تحریم‌های شدیدتر تصویب خواهد کرد تا رژیم را به عقب‌نشینی در مسئله اتمی وا دارد. آیا این قطعنامه مورد تأیید شماست؟
کروبی:
به هیچ وجه. تحریم یک فشار دیگر بر مردم ماست. اگر خارج می‌خواهد به ما کمک کند، بهتر است برای اجرای حقوق بشر فشار بیاورد. ولی راستش ما اصلا به خارج احتیاج نداریم. ما یاد گرفتیم که روی پاهای خودمان بایستیم.

اشپیگل: آیا اصلا لازم است جهان با این رییس جمهوری گفتگو کند؟
کروبی:
این آدم یک مصیبت برای مردم است. ولی به هر حال در این مقام قرار گرفته و نمی‌توان او را نادیده گرفت.

اشپیگل: شما احمدی‌نژاد را به عنوان رییس جمهوری قبول دارید؟
کروبی:
خیر. در نتیجه انتخابات تقلب شد. ولی او در این مقام قرار گرفته و به همین دلیل مسئولیت دارد و باید پاسخگوی اتفاقاتی باشد که روی می‌دهد.

اشپیگل: رهبر انقلاب صحت آن انتخابات را تأیید کرد. کسی که در ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تردید می‌کند، رهبری خامنه‌ای را به پرسش می‌کشد.
کروبی:
شما هر طور که دلتان می‌خواهد تفسیر کنید. من میل ندارم درباره رهبر انقلاب چیزی بگویم.

اشپیگل: فکر می‌کنید رهبری کوتاه بیاید؟
کروبی:
من فکر نمی‌کنم احمدی‌نژاد دوره چهار ساله‌اش را به پایان برساند. او هر روز یک بحران تازه درست می‌کند. حتی این مجلس محافظه‌کار هم با او مسئله دارد. نه، وضعیت نمی‌تواند اینطور ادامه پیدا کند.

اشپیگل: آیا هنوز به اینکه حکومت دینی آینده‌ای داشته باشد اعتقاد دارید؟
کروبی:
بله، اما نه حکومت دینی دکتر احمدی‌نژاد. در حکومت دینی من همه آدمها آزادند و دولت توسط مردم انتخاب می‌شود


"...ادامه مطلب"